ویژه نامه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

بازدیدها: 0

زلال وحی
پیروزی انقلاب

خداوند، پیروزی حق و نابودی باطل را سنتی الهی خوانده و آن را به ستمدیدگان جهان نوید داده است:

(«و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آری، باطل همواره نابودشدنی است». (اسراء: 8)

برخی عوامل پیروزی
1. اطاعت از حق: «و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند، ولی خود بداند، [پیروز است؛ چراکه] حزب خدا همان پیروزمندان هستند». (مائده: 56)

2. توکل بر خدا: «اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر دست از یاری شما بردارد، چه کسی پس از او شما را یاری خواهد کرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند». (آل عمران: 160)

3. پرهیز از اختلاف و درگیری: «و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم جنگ نکنید که سست شوید و شکوه شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است». (انفال: 46)1

1. برگرفته از: مرتضی بذرافشان، مناسبت های شمسی در قرآن، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چ 1، 1383.

اشاره
امام خمینی، انقلاب اسلامی؛ رویکردها، اهداف و دستاوردها
سید محمود طاهری

«در فوریه 1979، بهمن 1357، جهان از وقوع نخستین انقلاب مدرن به رهبری [آیت الله] خمینی و حاکمیت مذهب در ایران آگاه شد؛ انقلابی که حکومت اسلامی را جایگزین سلسله پادشاهی هوادار غرب کرد».1

این سخن که از یک پژوهشگر نام آور آمریکایی است، افزون بر آنکه از بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ایران، حتی در کشوری مانند امریکا خبر می دهد، تعظیم اندیشه وران باانصافی چون جان.ال. اسپوزیتو را در برابر عظمت انقلاب اسلامی ما می رساند. بی گمان، انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مؤثرترین پدیده های دهه های پایان قرن بیستم، تأثیرات و بازتاب های گسترده ای در ایران، منطقه و جهان داشته و از ابعاد و جهات گوناگون، مورد توجه و مطالعه صاحب نظران، ناظران، سیاست مداران و نظریه پردازان ایرانی و غیرایرانی واقع شده است، به طوری که طی دو دهه از وقوع این پدیده، هزاران کتاب و مقاله تحقیقی و تحلیلی در توصیف، توضیح و تبیین آن به زبان های مختلف به ویژه در دانشگاه ها و محافل دانشگاهی غرب نگاشته شد که نشان از اهمیت و توجه مستمر به این پدیده شگرف و تاریخ ساز دارد.2

در این نوشتار اشاره ای خواهیم کرد به شخصیت بنیان گذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و برخی رویکردها، اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را مرور خواهیم کرد.

1. جان.ال. اسپوزیتو، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه: دکتر محسن مدیرشانه چی، ص 33.

2. همان، ص 9.

امام خمینی(ره)، رهبری یگانه
انقلاب اسلامی ایران، بخشی از هویت، والایی، اقتدار و شکوهمندی خود را وام دار رهبری یگانه چون امام خمینی(ره) است. بنابراین، در تحلیل ماهیت انقلاب اسلامی، نمی توان از تحلیل شخصیت رهبری آن صرف نظر کرد. به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری: «تحلیل ماهیت این انقلاب، از تحلیل رهبری رهبر انقلاب جدا نیست. راستی چه طور شد که امام خمینی، رهبر مطلق شد که حتی آنان که با ایشان از نظر ایده و هدف مخالفند، چاره ای از اذعان به این رهبری ندارند؟ چرا سخنان امام این همه موج می آفریند، شادی می آفریند؟ آیا به خاطر از جان گذشتگی اش بود؟ به خاطر مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم بود؟ به خاطر صداقت و صراحت و شجاعت و افسون ناپذیری و سازش ناپذیری او بود؟ بدون شک، همه اینها بود، اما مطلب اساسی چیز دیگری بود و آن اینکه ندای امام خمینی، از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی خاست. مردمی که چهارده قرن، حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابوذر و صدها هزارها زن و مرد دیگر را شنیده بودند و با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم ایشان شنیدند، علی را و حسین را در چهره او دیدند، او را آیینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود و می رفت که مردم، اعتقاد و اعتماد خود را نسبت به کارآیی ایمان و فرهنگ خود از دست دهند، تشخیص داده بودند».1

«آن «سفر کرده» که صدها قافله دل همره اوست، نام او، یاد او، شنیدن سخنان او، روح گرم و پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت او، شجاعت او، روشن بینی او، ایمان جوشان او که زبانزد خاص و عام است؛ یعنی جان جانان، قهرمان قهرمانان، نور چشم و عزیز روح ملت ایران، استاد عالی قدر و بزرگوار ما، حضرت آیت الله العظمی خمینی، حسنه ای است که خداوند به قرن و روزگار ما عنایت فرموده است. نهضت اسلامی ایران، مفتخر است که رهبری چون او دارد که آگاه و شجاع و مبارز است، نیازهای زمان را تشخیص می دهد، با مردم همدرد است، سودای اعتلای اسلام دارد و یـأس و نومیدی و ترس را که از لشکریان ابلیس است، به خود راه نمی دهد».2

یکی دیگر از شخصیت های معاصر درباره شخصیت امام خمینی(ره) می نویسد: «امام(ره)، شخصیتی در بالاترین حد روحانی، کاریسماتیک، مقتدر، با قدرت تفکر قیاسی ممتاز بودند. ایشان در پی صرف عمر طولانی در استقاق های قیاسی در فقه، منطق و فلسفه، بسیار متبحر شده بودند، تا جایی که اگر هر «آگزیوم» و مقدمه ای به ایشان داده می شد، به سرعت و بدون اشتباه و تردید، اشتقاق صحیح [و نتیجه گیری درست] می کردند. از طرف دیگر، شخصیت و درجات عرفانی ایشان به خدا که در عمق تفکر، نثر فصیح و بلیغ و خط پخته او منعکس است، بی نیازی و شهامت و از خودگذشتگی ایشان را توجیه می نمود. این ابعاد شخصیتی (که فقط برخی از آن در اینجا ذکر شد) پیکری خوش سیما، شخصیتی مطبوع و رهبری محبوب را می ساخت که در انقلاب ها و حرکت های انقلابی جهان، به سختی می توان مشابه آن را یافت».3

1. یادداشت های استاد مطهری، ص 27.

2. شهید مطهری، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، صص 84 و 85.

3. فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد، ص 120.

امام خمینی(ره) و قیام و انقلاب، تنها برای خدا
می توان گفت اخلاص و قیام برای خدا، برجسته ترین ویژگی امام خمینی(ره) بوده است که از ایشان شخصیتی ممتاز و ملکوتی ساخت. این ویژگی که با توحید مداری و روح عرفانی حضرت امام(ره) به اوج خود رسید، انگیزه ایشان را در رهبری و شکل دهی انقلاب اسلامی، از هرگونه آلایشی پیراست و عطر خدا را در همه عملکردهای پیش از انقلاب و پس از انقلاب ایشان پراکنده ساخت و انقلاب را رنگی خدایی بخشید. به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری: «ما در این نهضت، برای شکم قیام نکردیم، برای سیر شدن قیام نکردیم، برای سیر کردن قیام کردیم. این انقلاب، یک نهضت اسلامی، نهضت انسان گرا، به معنای واقعی کلمه است؛ چون نهضتی است که از فطرت انسان ناشی می شود، نه از شکمش، این انقلاب، نهضتی است خالص و پاک و من امیدوارم، همان طوری که می بینم در رهبری انقلاب خلوص است، در مردم ما و در جامعه ما نیز صفا و خلوص باشد که هست. همه با هم، پشت سر جان و روح ملت ایران و قهرمان قهرمانان، حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی، این رهبر بزرگ حرکت کنیم و همه با هم، در پی اهداف اسلامی، خود را اصلاح کنیم و بسازیم.

به خدا اعتماد داشته باشید که هر کس در راه خدا حرکت و قیام کند، خدا او را تأیید می کند. وقتی که ملتی خالص و مخلص، به دنبال رهبری خالص و مخلص حرکت کند، همه قدرت های دنیا، استعمار سیاه و سرخش، چپش و راستش غربی اش و شرقی اش هم علیه او باشند، محال است که از عهده او برآیند».1

امام خمینی(ره) نیز درباره اهمیت اخلاص و قیام برای خدا می فرماید: «قوای انسانی وقتی هدر می رود که برای خدا نباشد. وقتی که قوا برای خدا کار کند، هدر نمی رود. نهادهایی که در ایران از خود ملت پیدا شد، اولش با یک قصد خالص الهی پیدا شد. اگر این قصد خالص از پیش شما کوچ کند، دست خدا هم برداشته می شود. کوشش کنید که هر مکانی که شما در آن خدمت می کنید، برای خدا باشد. تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها و سلطنت ها، همه گذراست. ما اینجا نشستیم، بلااشکال، در صد سال دیگر از ما خبری نیست. گذشته است، رفته است؛ پیروز بشویم، رفته است، شکست بخوریم، رفته است. ما باید فکری بکنیم که به واسطه اخلاص، خدا را یاری کنیم؛ «اِنْ تَنْصِرُوا اللهَ ینصُرْکم.» (محمد: 7) نصرت یک معنایی است که در خود انسان باید متحقق شود. ما اگر در همه جبهه ها پیروز بشویم، لکن به عنوان نصرت خدا و برای خدا نباشد، بلکه برای خودمان باشد، ما خدا را نصرت نکردیم و خدا هم آن وعده ای را که داد، عمل نمی کند. برای خدا کار کنید، برای خدا پیش بروید، برای خدا زحمت بکشید، برای خدا همه کارها را انجام بدهید».2

1. شهید مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، صص 85 و 86.

2. اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره)، صص 83 و 84.

انقلاب اسلامی، انقلابی سیاسی ـ معنوی
جامعیت حضرت امام خمینی(ره) شخصیت ایشان را با سیاست ـ به معنای درست آن ـ نیز پیوند داده و دخالت در امور سیاسی کشور را برای ایشان به صورت یک تکلیف شرعی درآورده بود. بی گمان، انقلاب اسلامی ایران نیز که متأثر از شخصیت و بینش ایشان بود، در کنار محتوای معنوی آن، جنبه سیاسی نیز پذیرفت و به انقلاب سیاسی ـ معنوی ـ تبدیل شد.

هیرو می نویسد: «این نخستین بار بود که 4 میلیون نفر از شهروندان عادی غیرمسلح، فعالانه در فرآیندی سیاسی [و معنوی] شرکت ورزیدند و نه تنها فرمانروایی را سرنگون کردند، بلکه نهادهایی چون ارتش را نیز متلاشی کردند.»1 استاد شهید مرتضی مطهری نیز در این باره می نویسد: «انقلاب صدر اسلام، در همان حالی که انقلاب مذهبی و اسلامی بود، در همان حال، انقلابی سیاسی، اجتماعی و انقلابی اقتصادی و مادی بود؛ یعنی حریت، آزادگی، عدالت، نبودن تبعیض های اجتماعی و شکاف های طبقاتی، در متن تعلیمات اسلامی است. در واقع، هیچ یک از ابعادی که در بالا به آن اشاره شد، بیرون از اسلام نیستند و موفقیت نهضت و انقلاب ایران نیز در این بوده که نه تنها به عامل معنویت تکیه داشتیم، بلکه آن دو عامل سیاسی و اقتصادی را نیز با اسلامی کردن محتوای آن در خود قرار داده است».2

«شاید نخستین نکته ای که در تعریف واژه «اسلام سیاسی» باید بدان توجه شود، تاریخ تولد این واژه است. در جست وجوی اصطلاح اسلام سیاسی در میان واژگان سیاسی، به راحتی مشاهده می شود که قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، چنین واژه هایی وجود خارجی نداشته است. نقشی که اسلام و جهان بینی اسلامی در جریان انقلاب ایران بازی می کند، تولد و شیوع تدریجی واژه اسلام سیاسی است؛ یعنی همان اسلامی که در ایران، وارد سیاست شده و با انقلابی عظیم، رژیم مستقر شاه را سرنگون و نظامی از نوع اسلامی را جایگزین آن کرد. بدین گونه است که واژه اسلام سیاسی خلق می شود؛ واژه ای که در به کارگیری آن، پایان عصر حاکمیت و غلبه سکولاریسم بر جهان یا حداقل راهی جدید و کاملاً متفاوت و متضاد با آن در آن نهفته است. به این ترتیب، انقلابی که در سال های 56 و 57 در ایران اتفاق می افتد، انقلابی به نام اسلام و برای اسلام است و آنچه انگیزه اصلی مردم در خیابان ها و در تظاهرات خونین چندین ماهه را تشکیل می داد، تباین و تضاد در رژیم مستقر با اصول، ارزش ها و قواعد اسلامی بود و آنچه نیز به جای آن، مطالبه و خواسته می شد، جامعه و حکومت اسلامی بود که برقرارکننده اصول، ارزش ها و آرمان های اسلام باشد. مطالبات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نظیر استقلال، آزادی، امنیت، عدالت، سلامت، عفت، صداقت و…، ذیل جامعه و حکومت اسلامی خواسته می شود. چنین خواسته و محتوایی برای یک انقلاب، همانی است که بعدها و به فاصله کمی از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اسلام سیاسی خوانده می شود».3

1. به نقل از: جمعی از نویسندگان، گفتارهایی درباره انقلاب اسلامی، به کوشش: دکتر جلال درخشه، ص 18.

2. به نقل از: همان، ص 14.

3. همان، صص 21 و 22؛ مقاله «انقلاب اسلامی ایران و اسلام سیاسی»، دکتر محمدباقر خرمشاد.

انقلاب اسلامی، انقلابی شیعی
امتیاز بزرگ انقلاب اسلامی ایران که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) بارها بدان افتخار می کرد، شیعی بودن و ولایی بودن آن است. این رویکرد هم، انقلابی علوی و حسینی و همسو با فرهنگ امامان معصوم(ع) را شکل داد و انقلاب ما را از انقلاب های دیگر جهان متمایز ساخت. «در حقیقت، ایدئولوژی تغذیه کننده این حرکت عظیم مردمی، دین اسلام و به طور خاص، مذهب تشیع است که با تکیه بر این ایدئولوژی و رهبری امام خمینی، حرکت اعتراضی، به تقاضا برای تغییر و تحول بنیادین آغاز شده، دیری نمی پاید که نتیجه بخش می شود.»1 بی گمان، این اسلام شیعی ثابت کرد که ماندنی ترین ابزار ریشه دار بومی، برای بسیج یک نهضت توده ای مؤثر است و قادر است مفهوم هویت و تاریخ، نمادها و ارزش های مشترک را برای رهبری قدرتمند مذهبی ـ سیاسی و مراکز سازمانی نهضت فراهم آورد. اسلام شیعی، همچنین چارچوبی ایدئولوژیک عرضه کرد و از طریق آن، به نهضت مظلوم و محروم مخالف با هر نوع طاغوت، معنا و مشروعیت بخشید، به گونه ای که گروه های متنوعی توانستند به آن بپیوندند و در آن فعالیت کنند. در نتیجه، ایدئولوژی انقلابی ایران به نحو بارزی ایرانی و شیعی بود. در واقع، شهادت وارث بر حق [حضرت] علی(ع) و فرزندش [امام] حسن[(ع)] توسط خلیفه غاصب؛ یزید در کربلا، انگاره ای برای انقلاب اسلامی ایران به شمار می رفت».2

پروفسور حمید مولانا نیز در این باره می نویسد: «امام خمینی(ره)، تنها رهبر اسلامی است که علیه بزرگ ترین استکبار و طاغوت ملی و بین المللی به پا خاست و پیروز شد این فقیه اسلامی [با رویکردی شیعی] و تحت لوای ولایت [ائمه معصومین(ع)] قدرت حکومت یک سرزمین وسیع اسلامی را به دست گرفت. این فقیه و رهبر اسلامی، با پیروی از سنت پیامبران و امامان، به عنوان یک سردار بزرگ و فرمانده قوای نظامی و با همت و فداکاری و جانبازی امت خود، در مقابل جنگ تحمیلی طولانی استکبار، شجاعانه مقاومت کرد. و از مرزهای میهن اسلامی، با موفقیت حراست کرد. بی تردید، انقلاب اسلامی ایران تنها انقلاب مردمی بود که توانست موازنه سیاسی را دگرگون سازد و دراین باره، نکته حائز اهمیت این است که این انقلاب، باعث به وجود آمدن اولین حکومت اسلامی شیعی، بر اساس الگوی ولایت در مقابل حکومت های موروثی و پادشاهی گردید».3

1. گفتارهایی درباره انقلاب اسلامی، ص 19؛ مقاله «انقلاب اسلامی ایران و اسلام سیاسی»، دکتر محمدباقر خرمشاد.

2. انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، صص 40 و 41.

3. پروفسور حمید مولانا، جهان اسلام و چالش های دنیای معاصر، صص 185 و 199.

انقلاب اسلامی، انقلاب همه قومیت ها و فرقه ها و برخاسته از دل مردم
انقلاب اسلامی، انقلابی شیعی بود و بر اساس مذهب امامان معصوم(ع) شکل گرفت. ازاین رو، با خواسته های فطری همه قومیت ها و فرقه ها هماهنگ بود و نظر همه را به خود جلب می کرد. به همین دلیل، در شکل گیری انقلاب اسلامی، همه گونه سلیقه و مکتب فکری و عقیدتی اثرگذار بود و بار انقلاب بر دوش مردمی با سلیقه ها و بینش های گوناگون نهاده شد.

به گفته جان. ال. اسپوزیتو «مخالفت علیه شاه در طول دهه 1970 افزایش یافت و طیف گسترده ای از جامعه ایران را در برگرفت؛ از جمله نویسندگان، شعرا، روزنامه نگاران، استادان و دانشجویان، آزادی خواهان ملی گرا، روشن فکران غیردینی، سنت گراها و تجددگرایان اسلامی که دل مشغولی های مشترک همه آنها [به دلیل] فقدان مشارکت سیاسی، از بین رفتن استقلال ملی و نبود هویت فرهنگی در جامعه بود. میلیون ها ایرانی به خیابان ها سرازیر شده، فریاد می کشیدند: «الله اکبر.» مذهبی و غیرمذهبی، مبارز دینی و غیردینی، سنت گرا و تجددخواه، تحت لوای اسلام به تظاهرات پرداختند و تصاویر [امام] خمینی را با خود حمل کردند.»1 شهید مرتضی مطهری نیز دراین باره می گوید: «نهضت کنونی ایران، به صنف و طبقه خاصی از مردم ایران اختصاص ندارد؛ نه کارگری است، نه کشاورزی، نه دانشجویی، نه فرهنگی و نه بورژوازی [، بلکه به همه اینها تعلق دارد.] در این نهضت، غنی و فقیر و [مرد و] زن و شهری و روستایی و طلبه و دانشجو و باسواد و بی سواد، یکسان شرکت دارند. طنین انقلاب، استثمار نشده را در همان حد احساس ضد استثمار می بخشد که استثمار شده را.»2 «سرانجام اینکه هیچ انقلابی، موفق نخواهد شد مگر اینکه ائتلافی همه گیر و متحد علیه دولت شکل گیرد. هیچ گروه یا طبقه ای به تنهایی، ابزار لازم برای راه اندازی انقلاب علیه یک دولت مدرن را که اغلب، از قدرت خوبی هم برخوردار است، در اختیار ندارد. آنتونی اوبرشال، معتقد است که وقوع انقلاب، مستلزم مشارکت گروه های مختلف و از جمله قشرهای غیرمحروم است.»3 امام خمینی(ره) نیز در این باره می فرماید: «خاصیت یک نهضت اسلامی که از خود توده ها و خود ملت برخاسته، همین هایی است که در ایران واقع شد. یک دفعه سرتاسر ایران، بعد از اینکه انقلاب به پیروزی تا حدودی رسیده، خود مردم سازمان هایی درست کردند و گروه هایی درست کردند و شروع کردند به اداره کشور».4

نکته درخور توجه دراین باره این است که با صرف نظر از نقش داشتن یا نداشتن همه ملیت ها و قومیت و بینش ها در پیدایش انقلاب اسلامی، گستره حمایت قانونی و دایره حرمت گذاری به حقوق شهروندان، همه شهروندان از هر بینش و سلیقه را و نیز همه پیروان ادیان توحیدی را فرا می گیرد، چنان که در اصل نوزدهم قانون اساسی می خوانیم: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند، از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.» این اصل، نافی هرگونه امتیاز طبقاتی، قومی و نژادی است. مساوات مندرج در اصل نوزدهم، عمدتاً ناظر به مساوات در برابر قانون و برخورداری از حمایت قانونی از تمام آحاد جامعه، با صرف نظر از پایگاه قومی، طبقاتی و نژادی آنان است. پیروان ادیان توحیدی (اهل کتاب) که قانون اساسی، آنها را نام برده است نیز مانند اکثریت مسلمان باید مورد حمایت قانون قرار گیرند و از حقوق شهروندی برخوردار شوند. روح حاکم بر اصل نوزدهم، برخورداری تمام شهروندان به صورت مساوی از حمایت های قانونی است. بر همین اساس، در این اصل، از واژه «مردم ایران» فارغ از نژاد و قومیت و زبان و دین سخن گفته شده است. گفتنی است این اصل، برخورداری از حقوق مساوی در مقابل قانون، یکی از اصول مهم در حقوق شهروندی به ویژه در دفاع از حقوق اقلیت ها در جهان محسوب می شود».5

1. انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، صص 39، 42 و 326.

2. نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، صص 63 و 64.

3. محسن میلانی، شکل گیری انقلاب اسلامی، ترجمه: مجتبی عطارزاده، ص 52.

4. اخلاق کارگزاران، ص 82.

5. گفتارهایی درباره انقلاب اسلامی، ص 257؛ سید محمدرضا احمدی طباطبایی، مقاله: «درآمدی بر تاریخ تحول حقوق شهروندی با تأکید بر انقلاب اسلامی ایران».

خودباوری و اعتماد به نفس ملت ایران، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ایران
یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی، دمیده شدن حسن خودباوری و اعتماد به نفس در روح ملت ایران بوده است. امام خمینی(ره) به خوبی به این نکته آگاه بود که لازمه دستیابی به استقلال حقیقی و تعالی فرهنگی، داشتن اعتماد به نفس است. ازاین رو، ایشان بارها در سخنان خود، با یادآوری توانایی های سرشار ملت ایران و توجه دادن آنها به استعدادهای ذاتی آنان، نقش مؤثری در تقویت خودباوری و اعتماد به نفس در روح ملت ایران داشت. به تعبیر مقام معظم رهبری: «از مقطع انقلاب به این طرف، معجزه ای به وقوع پیوسته است و آن، «خودباوری» است. آن احساس حقارت دیگر امروز نیست. اینکه جوان ایرانی و جوان مسلمان، اعتماد به نفس داشته باشد که درباره مسائل کلی کشور، مسائل آموزش عالی، مسائل آموزش و پرورش و دیگر مسائل کشور، قرص و محکم و با اطمینان، نظر خودش را بیان کند، خیلی حائز اهمیت است.1 آن کسانی که در ابتدا روند علم و تحقیق را در کشور ما کند کردند، اولین تدبیرشان این بود که این روحیه اعتماد به نفس را در ایرانی از بین ببرند؛ یعنی ایرانی احساس کند که در فکر، در علم، در پیدا کردن راه زندگی، و در جستن حتی واژه های لازم برای بیان مقصود، از خود چیزی ندارد و همین عدم اعتماد به نفس است که ملتی را خاکسترنشین می کند.2 انقلاب ثابت کرد که «ما می توانیم.» توجه داشته باشید که ده ها سال در این کشور، حساب شده و به نشان کار کردند، برای اینکه ثابت کنند ایرانی نمی تواند. انقلاب یکی از بزرگ ترین همت هایش را به این گماشته شده بود که هم به دنیا بگوید، هم به خود ملت ایران بگوید که ما می توانیم و من به شما بگویم، انقلاب در این زمینه موفق شده است. خودباوری در کشور ما بیداد شده است».3

امام خمینی(ره) نیز در این باره می فرماید: «شما قوانین اسلام و آثار اجتماعی و فواید آن را بنویسید و نشر کنید. روش تبلیغ و فعالیت خودتان را تکمیل کنید! اعتماد به نفس داشته باشید و بدانید که از عهده این کار برمی آیید. شما در این مدتی که انقلاب کردید، و قیام نمودید، خودتان باورتان آمد و به دولت های مستضعف و ملت های مستضعف هم باوراندید که می شود در مقابل جهان خواران، ایستادگی کرد. اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرت های بزرگ بایستیم، این باور موجب می شود که توانایی پیدا کند تا در برابر آنها ایستادگی کند. اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما می توانیم در کشاورزی به جایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم، بلکه دیگران به ما محتاج باشند، می توانند… اگر شماهایی که در صنعت هستید و در پرسنل صنعتی کار می کنید، این باور را داشته باشید که می توانید سازنده باشید و کارهای ابتکاری بکنید، خواهید توانست».4

گفتنی است امام خمینی(ره) خود، سرچشمه خودباوری و اعتماد به نفس بود که انقلاب اسلامی، بازتابی از این ویژگی والای آن رهبر فرزانه است. الوین تافلر، در کتاب جابه جایی در قدرت، اعتماد به نفس امام خمینی(ره) به راه و هدفش را چنین توصیف می کند: «آیت الله خمینی، به جهان می گفت که دولت ملی، دیگر تنها یا حتی مهم ترین بازیگر صحنه جهانی به شمار نمی آید. وی می گفت: ایران که خودش کشوری دارای حق حاکمیت است، این حق را دارد که به شهروندان کشورهای دیگری که همان قدر حق حاکمیت دارند، دستور دهد چه چیزی را بخواهند و چه چیزی را نخواهند. وی در واقع، تمامی ساختار قانون و رسوم بین المللی را به منازعه خواند و به چالش کشید».5

1. سایه سار ولایت، (مجموعه سخنرانی های مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)، ج 3، ص 105.

2. همان، ج 5، صص 285 و 286.

3. همان، ج 6، ص 72.

4. به نقل از: خودباختگی و خودباوری از دیدگاه امام خمینی(ره)، استخراج و تنظیم: معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تدوین: علی محمد حاضری و علی اکبر علیخانی، صص 95 و 130.

5. الوین تافلر، جابه جایی در قدرت، ترجمه: شهیندخت خوارزمی، صص 690 و 691.

انقلاب اسلامی و هویت یابی مردم ایران
برای موفقیت در استعمار مادی و فرهنگی هر کشور، کافی است که استعمارگران، هویت آن کشور را از او بربایند. آن گاه زمینه برای ورود استعمارگران آماده می شود و این کشور بی هویت، همه دستاوردهایش را به استعمارگران تقدیم می کند. پس بی دلیل نبود که «انقلاب اسلامی، به مثابه تلاشی برای باز جست هویت و عزت ملی از دست رفته ایران، آغاز شد.»1 در حقیقت، انقلاب اسلامی ایران، تنها قیام علیه استبداد سیاسی یا استعمار اقتصادی نبود؛ قیام علیه فرهنگ غرب و ایدئولوژی غربی بود؛ بازگشت به هویت اسلامی و خود حقیقی و روح جمعی این مردم بود. این قیام، نوعی سرخوردگی از راه و روش ها و راه حل های غربی و بازیابی خود جمعی و ملی ـ اسلامی ـ ایرانی بود. امام خمینی(ره)، به مردم ما شخصیت داد؛ یعنی شخصیت حقیقی و هویت اسلامی آنان را به آنها بازگرداند. کشور ما با پیروزی انقلاب، دوره خودباختگی را پشت سر گذاشت و به دوره بازیافتگی رسید. خودباختگی؛ یعنی تزلزل شخصیت؛ بی ایمانی به خود؛ گم کردن خود؛ از دست دادن حس احترام به ذات؛ بی اعتمادی و بی اعتقادی به فرهنگ خود. در مقابل، به خود آمدن و هویت یافتن؛ یعنی بازگشتن ایمان به خود و بیدار کردن حس احترام به خود و به تاریخ خود و شناسنامه تاریخی خود».2

«تایمز لندن نوشت: «خمینی مردی بود که توده ها را با کلام خود مسحور کرد. وی به زبان مردم عادی سخن می گفت و به مردم ایران هویت می بخشید.» هرالدتریبون هم نوشت: «آیت الله خمینی، انقلابی یی خستگی ناپذیر بود که تا آخرین لحظه حیات، به آرزوی خود برای پی ریزی یک جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در ایران وفادار ماند. امام خمینی در آنچه برای سرزمین باستانی اش می خواست، لحظه ای درنگ نکرد. وی خود را مأموری می دانست که می باید ایران را از آنچه فساد و انحطاط غربی می دید، پاک کند و خلوص و هویت ملت ایران را به آنها بازگرداند.».3

(«در حقیقت، حرکت انقلابی ایران با هدف تغییر الگوهای فکری و فرهنگی غربی که بر فضای عمومی جامعه تحمیل شد، صورت گرفت تا نظامی مطابق با خاستگاه فرهنگی و تمدنی ایران اسلامی پی ریزی شود. از آنجا که هویت تاریخی و فرهنگی ملت ایران، با اندیشه ها و مناسک دینی و حضور دین در همه عرصه های حیات اجتماعی، طی قرن ها معنا یافته بود، ترویج اندیشه ای که دین را نادیده می گرفت، به بحران های فکری عمیقی انجامید که پس لرزه های آن، به تمامی حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز رسید. در تقابل با این رویکرد غیردینی، حرکت اجتماعی سعی کرد تا پاسخی مناسب برای بحران جدید بیابد. لذا مهم ترین هدف انقلاب، احیای دین و ارائه الگوی بدیعی مبتنی بر هویت دینی و ملی ایران شد. بنابراین، انقلاب ایران به سمت پی ریزی یک جامعه دینی سوق یافت؛ یعنی در وضعیتی که کلیه تغییرات بزرگ اجتماعی دوران معاصر یا توجهی به جایگاه اجتماعی دین نداشتند یا حتی در جهت تضعیف و حذف دین از مناسبات انسانی ـ اجتماعی بودند، انقلاب ایران با حرکت برخلاف جریانات فکری دنیای غرب، از چهره متمایز هویت تاریخی جامعه ایرانی پرده برداشت».4

1. انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن، ص 92.

2. یادداشت های استاد مطهری، ج 10، صص 26 ـ 28 و 39.

3. پروفسور حمید مولانا، جهان اسلام و چالش های دنیای معاصر، صص185 و 186.

4. گفتارهایی درباره انقلاب اسلامی ایران، ص 194.

استقلال و رهایی از غرب زدگی، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی
نبود استقلال در کارها و بیگانه پرستی، به عنوان آفت بزرگ یک جامعه، افزون بر آنکه به کرامت و اقتدار آن جامعه آسیب جدی وارد می کند آن را از توجه و تکیه به جان مایه های علمی و معنوی و میراث فرهنگی اش باز می دارد.

از این رهگذر، یکی از اهداف والای امام خمینی(ره) در برافروختن شعله انقلاب، دمیدن روح استقلال در جامعه ایران و رهانیدن کشور از غرب زدگی و بیگانه پرستی بود. در اصل 152 قانون اساسی می خوانیم: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بر اساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری وحفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور استوار است.» امام خمینی(ره)، بارها درباره غرب زدگی هشدار داد و آن را مانعی بزرگ بر سر راه کسب استقلال دانست و فرمود: «تا این ملت از این غرب زدگی بیرون نیاید، استقلال پیدا نمی کند. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملتی هستید، بشناسند و بشوید یک ملت، از تقلید غرب دست بردارید. تا در این تقلید و غرب زدگی هستید، آرزوی استقلال را نکنید. اسلام، وابستگی شما و ما را به دیگران قبول ندارد. نباید صنعت ما وابسته باشد. نباید زراعت ما وابسته باشد. نباید ادارات ما وابسته باشد. نباید اقتصاد و فرهنگ ما وابسته باشد. نباید مستشارها بیایند و ما را اداره کنند. خودمان باید خودمان را اداره کنیم».1

1. خودباختگی و خودباوری از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص 101.

جمهوری بودن نظام
محمدکاظم بدرالدین

در سده های اخیر، مرجعیت و روحانیت شیعه، جنبش ها و مبارزه هایی را رهبری کرده اند، ولی به دلیل حضور نداشتن جدی مردم در صحنه، این قیام ها پس از شکل گیری و ایجاد امواجی مقطعی، روبه خاموشی رفت. برای نمونه، تلاش های سید جمال الدین اسدآبادی به دلیل فقدان پشتوانه مردمی ناکامی ماند. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید: «سید جمال الدین، مرد لایقی بوده است، لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته، از آن جهت، زحمات او با همه کوشش ها به نتیجه نرسید».1

در این میان، انقلاب اسلامی ایران، یک نظام دینی متکی به مردم را محقق ساخت. مشارکت عملی و همه جانبه مردم در سال های مبارزه با رژیم ستم شاهی، به شکل اعتصاب های گسترده و راهپیمایی های باشکوه شروع شد و پس از انقلاب نیز به صورت شرکت در همه پرسی و تعیین شکل نظام و حضور در انتخابات گوناگون ادامه یافت. امام خمینی(ره) به نقش مهم مردم در حکومت دینی، چنین اشاره می کند: «حکومت اسلام، از مردم جدا نیست».2

مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرماید: «ارزش هایی که ما در انقلاب برای آنها می خواهیم تلاش کنیم و کارمان برای آنهاست، دو مبنا و پایه دارد: مکتب و مردم. مکتب، بدون مردم، متصور نیست».3

امام خمینی(ره)، همواره به حضور حماسی مردم در انقلاب افتخار و نقش کاربردی و مفید حضور مردم را در پشتیبانی از سیاست های حکومت اسلامی به مسئولان نظام گوشزد می کرد و می فرمود: «امروز مردم از وضع دولت مطلع اند و شما، مردم را برای پشتیبانی از خود لازم دارید. دولت بدون پشتیبانی مردم نمی تواند کار بکند…».4

مقام معظم رهبری نیز درباره مشارکت مردم به عنوان یک تکیه گاه، محکم در نظام مردم سالاری دینی می فرماید: «باید با اتکا به رأی مردم، کسی سرکار بیاید. باید با اتکاء به اراده مردم، نظام حرکت کند».5

1. صحیفه امام خمینی، ج 5، ص 290.

2. همان، ص 144.

3. حدیث ولایت، ج 3، ص 197.

4. صحیفه امام، ج 16، ص 493.

5. سخنرانی مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام، 14/3/1380

آسیب رسانی به رکن جمهوریت نظام
دشمنان انقلاب، برای شکستن این رکن مهم انقلاب (مردمی بودن نظام)، از شیوه های گوناگونی استفاده می کنند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

1. اختلاف افکنی
دشمن برای این امر از شیوه بروز تعصب های مذهبی و فرقه ای، تحریک قومیت ها، ترویج تکثرگرایی احزاب سیاسی و نیز تفرقه افکنی در نهادهای مؤثری چون حوزه و دانشگاه و نیروهای مسلح استفاده کرد.

امام خمینی(ره)، مهم ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی را وحدت و وفاق ملی می داند و تفرقه را سمی مهلک برای انقلاب معرفی می کند و می فرماید: «حفظ اسلام در ایران، به وحدت شماهاست؛ وحدت روحانی و مردم، مردم و روحانی، ارتش و ژاندارمری و قوای مسلح با دولت، همه اینها با هم…. آن روز به ما ضرر می خورد که خلل در وحدت ما پیدا شود».1

1. صحیفه امام، ج 17، صص 383 و 384.

2. هجوم فرهنگی به باورها و ارزش های دینی
مقام معظم رهبری، به عنوان طبیب دردآشنای جامعه، به امت اسلامی توصیه می کند: «دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط، فساد و فحشا، سعی می کند جوان های ما را از دست ما بگیرد. کاری که از لحاظ فرهنگی، دشمن می کند، نه تنها یک تهاجم فرهنگی، بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی، یک غارت فرهنگی و یک قتل عام فرهنگی است».1

1. سخنان مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان گردان های بسیج، 22/4/1371.

4. گسست فرهنگی نسل ها
مقام معظم رهبری در این باره این گونه هشدار می دهد: «نسل جوان، در حال تباه شدن تدریجی به وسیله دشمن است و ما نباید بگذاریم و باید حفظ کنیم نسل جوانی را که اگر جنگ بود، باید دفاع کند و اگر حادثه ای در داخل بود، باید حضور پیدا کند».1

1. همان، ج 8، ص 24.

اسلامی بودن نظام
رژیم پهلوی، در موضع گیری های گوناگون خود، برخلاف اسلام، از همه جنبه های زندگی فردی و اجتماعی مردم ایران همواره به«ملی گرایی افراطی» به جای «اسلام محوری» گرایش داشت. محمدرضا پهلوی، با هدف اسلام زدایی، در سال 1355 خورشیدی، تاریخ رسمی ایران را به 2535 شاهنشاهی تغییر داد.

سرانجام، انقلاب پربرکت ایران، برمبنای آموزه های دینی شکل گرفت و از جامعیت و کارآمدی اسلام ناب محمدی(ص) بهره جست. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید: «آنچه ما به دست آوردیم، این است که ما اسلام را در اینجا زنده کردیم. پیش تر، اسمی از اسلام بود، ولیکن اسلام، اصلش نبود؛ یعنی اصلش، دعوا با اسلام بود. می خواستند اسلام زدایی کنند».1

امام خمینی(ره)، علت دشمنی و هراس دشمنان را «اسلام» و قدرتی که در ملت و جوانان به وجود می آوَرد، می داند و می فرماید: «اینها از اسلام می ترسند؛ از من و تو نمی ترسند…».2

مقام معظم رهبری نیز علت رویارویی استکبار جهانی با انقلاب اسلامی را ماهیت دینی و اسلامی آن بیان کرده و فرموده است: «هدف استکبار جهانی از رویارویی با ایران اسلامی، فقط اسلام است و بس و هیچ مسئله ای دیگر در میان نیست».3

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حتی عظمت تشیع و اسلام را در جهان زنده کرد. وزیر تعلیمات و امور مذهبی الجزایر در این باره چنین گفته است: «آیت الله خمینی، اعتبار اسلام را در نظر ملل اسلامی و غیراسلامی بازگردنید. امام خمینی، تجسم زنده ای از حضرت علی(ع) است.»4

1. صحیفه نور، ج 17، ص 170.

2. صحیفه امام، ج 8، ص 489.

3. حدیث ولایت، ج 4، ص 170.

4. رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، ص 122.

آسیب رسانی به رکن اسلامیت نظام
برخی فعالیت های شوم دشمنان علیه اسلام و انقلاب اسلامی، عبارتند از:

1. تعمیم عملکرد نامطلوب و غیرقابل دفاع برخی مدیران و مسئولان لغزیده در دام دنیاطلبی به کلیت انقلاب و مسئولان نظام.

2. بالا بردن سطح توقع مردم و ناراضی کردن آنان از وضعیت موجود و سیاه جلوه دادن نظام اسلامی.

3. تحلیل های منحرف کننده و مغالطه آمیز از حوادث و رویدادهای گوناگون انقلاب.

4. مقایسه های سطحی و غلط میان ایران اسلامی و برخی کشورهای به ظاهر پیشرفته، بدون درنظر گرفتن فرهنگی دینی و سنت های ملی.1

مقام معظم رهبری با تأکید بر وجود برخی مشکلات و نابسامانی ها که هیچ گاه معلول دینی بودن حکومت نیست، بلکه از انحراف برخی مسئولان نظام سرچشمه گرفته است، می فرماید: «ما هرجا موفق شدیم، ناشی از تبعیت از اسلام بوده. هر جا ناموفق ماندیم، ناشی از سرپیچی از اسلام بود».2

1. عبدالله حاجی صادقی، آسیب شناسی ارکان انقلاب اسلامی، انتشارات زمزم هدایت، صص 32 ـ 541.

2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم، 19/10/1381.

نقش خواص و نخبگان
عملکرد نخبگان در جامعه، از آن رو اهمیت دارد که در صورت مطلوب بودن آن کارکردها، دلگرمی مردم به نظام را در پی داشته باشد. در یک بررسی اجمالی، آنچه موجب لغزش خواص جامعه (که سال های سخت دوران انقلاب را پشت سر گذاشته اند) می شود، عبارتند از:

ـ شهرت خواهی، منفعت طلبی و دنیاپرستی.

ـ ضعف بینش سیاسی دقیق و نبود ولایت مداری در انجام تکالیف دینی.1

یک نمونه مهم تاریخی: استاد مطهری در این باره نقل می کند: «ربیع بن خثیم، از زهاد ثمانیه (هشت زاهد معروف دنیای اسلام) و از شیعیان و یاران حضرت علی(ع) می باشد و در جنگ جمل نیز از سپاهیان حضرت به شمار می رفت. یک روز نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و به نمایندگی از طرف گروهی شکاک، گفت: «اِنّا شَککنا فی هذا اَلْقِتال؛ یعنی من و مریدانم، درباره حقانیت تو در این جنگ، شک و تردید داریم. می ترسیم این جنگ شرعی نباشد؛ چون با اهل قبله می جنگیم و آنها هم مثل ما شهادتین می گویند».2

به سرعت اعتراف می کنم؛ با همان چک اول، شاید هم با همان تهدید اول. نمی گذارم کار به کشیدن ناخن و آب جوش ریختن روی سر و صورتم بکشد. حتی تصور اینکه انبر آهنی را به ناخن هایم نزدیک کنند، دیوانه کننده است. مطمئنم تحمل نمی کنم، همان اول کار به همه چیز اعتراف می کنم. همه را لو می دهم؛ همه دوستان صمیمی ام را، حتی اعضای خانواده ام را. زیر هر چیزی را که بخواهند، امضا می کنم. من مثل آنها نیستم. من مثل آنها نمی توانم مقاومت کنم. تصورش هم برایم ممکن نیست. خدایا! آنها چه طوری این همه درد را تحمل می کردند و هیچ حرفی نمی زدند. برایم قابل تصور نیست که زیر شکنجه، شهید شوی، ولی اعتراف نکنی و کسی را لو ندهی.

همیشه با خودم می گویم چه قدر بد است که ما نه انقلاب را درک کردیم و نه جنگ را. روزهایی که آدم ها تکه و پاره می شدند، ولی پای عقایدشان می ایستادند.

همیشه با خودم می گویم ای کاش من هم آن روزها بودم، ولی بیشتر که فکر می کنم، می ترسم. از خودم می ترسم. می ترسم مثل بعضی ها کم بیاورم. از آب جوش و ناخن کشیدن می ترسم. آنها چه طور نمی ترسیدند؟3

(

ای خدای علی اکبر! ما را در سنت ذبیح عزیزان، پیش پای محبوب، شیعه حسین قرار ده! ای خدای سکینه! به هنگامه ظهور مصیبت، آرامش و سکینه ای عنایتمان کن که درد و داغ و بلا را چون مهر و لطف و صفا بر جان خویش بپذیریم و زبان جز به مدح و شکر تو نگشاییم!

(

ای خدای قاسم! حلاوت شهادت را شیرین تر از عسل، به ذائقه مان آشنا کن! ای خدای علی اصغر! تویی که به کوچک ترین سرباز حسین، برترین کمال را بخشیده ای. عشق و وفا را از شیعیان حسین دریغ نمی کنی، نکن.

1. برای مطالعه بیشتر، نک: عبدالله حاجی صادقی، آسیب شناسی ارکان انقلاب اسلامی.

2. به نقل از: گفتارهای معنوی، صص 51 ـ 53.

3. محمد جباری، هفته نامه همشهری جوان، ش 155، 20/11/86، ص 8.

یادی از شهدای انقلاب
استاد مرتضی مطهری
تاریخ تولد: 13/11/1298.

محل تولد: فریمان از توابع استان خراسان.

تاریخ شهادت: 12/2/1358.

این اسطوره دانش و پرهیزکاری و مجاهدت، گام های شایسته ای را برای نشر فرهنگ اسلام و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی برداشته است. شهید مطهری پس از پیروزی انقلاب، در سال 1358 به فرمان امام خمینی(ره)، ریاست شورای انقلاب را عهده دار شد.

(

شهید مطهری(ره)، به فرزندانش می گفت: «یکی از چیزهایی که خیر و برکت به زندگی ام داد و لطف خدا را شاملم کرد، احترام به والدینم بود».

ایشان هرگاه به زادگاهش می رفت، دست اهالی زادگاهش را می بوسید و به بچه هایش هم می گفت این کار را بکنند. پدرش را اول استاد می دانست و در دوره طلبگی، وقتی برایش نامه می نوشت، با جمله «روحی فداک؛ جانم به فدایت» خطابش می کرد و کتاب «داستان راستان» را نیز به او تقدیم کرد. وقتی پدر در 100 سالگی فوت کرد، استاد شهید آن قدر غمگین بود که با صدای بلند می گریست؛ درست همان گونه وقتی خبر شهادت خودش رسید، امام گریست.1

1. مریم برادران، هفته نامه همشهری جوان، ش 209، 12/2/88، ص 50.

آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی
تاریخ تولد: 2/8/1307.

محل تولد: اصفهان.

تاریخ شهادت: 7/4/1361.

از مهم ترین وظایف او در انقلاب، عبارتند از: دبیر شورای انقلاب، تدوین قانون اساسی، روشن کردن جایگاه ولایت در نظام جمهوری، مسئولیت دیوان عالی کشور.

(

از دیدار امام برگشته بود. توی فکر بود. امام خواب دیده بود عبایش سوخته. به او گفته بود مواظب خودتان باشید! پرسیده بود چرا؟ امام فرموده بود: «آقای بهشتی! شما عبای من هستید».

(

فردی کمونیست آمده بود پای صحبت آخوندی به نام بهشتی در آخِن آلمان و گفته بود: آمده ایم آخوند ببینیم، بخندیم. خودش کلی تفریحه. همان فرد ساعت 11 شب گریه می کرد که بحث ادامه داشته باشد و تا ساعت 2 شب با بهشتی حرف زد و بعد هم شد پای ثابت سخنرانی هایش.1

1. برگرفته از: مجید تولایی، صد دقیقه تا بهشت.

محمدعلی رجایی
تاریخ تولد: 1312.

محل تولد: قزوین.

تاریخ شهادت: 8/6/1360.

پیش از انقلاب، دبیر ریاضی بود و فعالیت های گسترده سیاسی بسیاری داشت. چهار سال در زندان های ساواک انواع شکنجه ها را تحمل کرد، وی پس از پیروزی انقلاب، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش، نماینده تهران در مجلس، اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی و سرانجام، ریاست جمهوری پس از عزل بنی صدر را برعهده داشت.

(

گزیده نامه شهید رجایی به رئیس جمهور فرانسه

«… شما آقای مِیتران، به خوبی می دانید که میهن اسلامی ما مورد تجاوز آشکار دست نشانده رژیم عراق واقع شده است، اما به کشور عراق کمک تسلیحاتی می کنید و هواپیمای میراژ می دهید و در همان حال هم برای این جانب آرزوی موفقیت می کنید…!»1

1. ماهنامه دیدار آشنا، شهریور 1388، ش 107، صص 40 و 41.

گفتار مجری
حضرت امام، مؤمن و مجاهد در راه خدا
مهیا زاهدین لباف

امام عارفی بزرگ و ممتاز بود. وی افزون بر داشتن مقام زعامت و ولایت،از کیاست وسیاست نیز برخوردار بود. در کمتر عارفی می توان ویژگی های عرفانی امام خمینی را دید.

صاحب دلی به مدرسه آمد زخانقاه

بشکست صحبت اهل طریق را

گفتم میان عابد و عارف چه فرق بود

که اختیار کردی از آن، این طریق را

گفت آن گلیم خویش به در می بَرَد زموج

وین سعی می کند که بگیرد غریق را

آری، تفاوت امام(ره) با عارفان آگاه و خدابین، با وجود اختلاف بسیار در سیر و سلوک، در نگاهشان بود. عارفان، سرمست از باده معرفت الهی، هرگز توجهی به درد و رنج جامعه خویش نداشتند و همواره از پذیرفتن مسئولیت سرباز می زدند، ولی امام خمینی(ره)، آیینه تمام نمای یک انسان کامل و نمودی از یک عالم حقیقی بود که به علمش عمل می کرد. وی، هم خود را نجات داد و هم جهان اسلام را.

کمال و فضیلت امام خمینی، به عنوان برترین اوصاف و نیکوترین اخلاق و کمالات معنوی ایشان شناخته می شد. ایشان از هیچ کوششی برای رضای خدا فروگذار نمی کرد و با همین ویژگی ها به جایی رسید که وجودش سرمشقی شد برای تاریخ بشری و چه زیبا سروده است سعدی:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

امت اسلام، عاشق امام بود و از جلوه های عرفانی او که از راز های جهان درون و اسرار دنیای برون می گفت، درس می گرفت و می فهمید، انسان حقیقی کسی است که چون او، اختیار را از اژدهای نفس بگیرد و بر آن مسلط شود. آنچه از امام می دانیم، تجلی ارزش های الهی است در او. عشق به خدا را می توان در اشعار ایشان به روشنی دید، چنان که سروده است:

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

آن که تحقیرها را تلافی می کند
برای غربیان، چشمان نافذش، رفتار جدی اش، ریش خاکستری بلندش و عبا و عمامه سیاهش، خشم یک انتقام جو را تداعی می کرد. آیت الله روح الله خمینی، روحانی قاطعی که انقلاب اسلامی را در ایران رهبری کرد، خودش را بیشتر از همه به عنوان تلافی کننده تحقیرهایی که غرب برای بیش از یک قرن بر مسلمانان خاورمیانه روا داشته بود، نشان داد.

او در زمره حاکمان مسلمان این قرن قرار می گیرد که اصلاح کشورشان در برابر غرب را رسالت خویش می دانستند. کمال آتاتورک، مشهورترین این حاکمان، پس از سقوط امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، ترکیه را به سبک غربی سکولاریسم به وجود آورد تا جامعه اش را در برابر طرح های استعماری اروپا تقویت کند. در دهه 1950، جمال عبدالناصر نیز به شکلی جدی تر، پیکار قاطعی را براساس ناسیونالیسم عربی آغاز کرد تا باقی مانده های استعمار غربی را از دنیای عرب ریشه کن کند.

آیت الله خمینی، مسیر متفاوتی را پیمود. هر سه این رهبران در دوران اوجشان، حاکمان کشورهایی بودند که زمانی امپراتوری های بزرگی به شمار می آمدند و اکنون، دچار آشوب های سیاسی و اجتماعی شده بودند. ولی آتاتورک و جمال عبدالناصر به رستاخیز کشورشان از راه ساختن دولت های سکولار قدرتمند دست زدند.

راهبرد آیت الله خمینی، برعکس رد کردن شیوه های غربی، حفظ و ارتباط ایران با ریشه های اسلامی اش بود. برخی با تمرکز بر این راهبرد می پرسند: آیا آیت الله خمینی بر گرایشی پرطرف دار در امور جهانی تکیه نکرد؟ در پایان قرن بیستم، تنها مسلمانان نبودند که به سازمان دهی برای بازگرداندن عقاید دینی به دولت پرداختند. مسیحیان در امریکا، یهودیان در اسرائیل و حتی هندوها در هند، هدف مشابهی را تبلیغ می کردند.

آیت الله خمینی به عنوان یک انقلابی، نه تنها قصد داشت دولت غرب مدار شاه، بلکه جهان بینی سکولار غرب را که در پشت آن ایستاده بود، به زیر کشد. این پرسش مطرح است که آیا موفقیت او از یک دگرگونی فکری در مقیاس جهانی خبر می داد؟ درحالی که مورخان به تعمق درباره این پرسش می پردازند، کافی است بگوییم آیت الله خمینی، به گونه ای موفق، ساقط کردن رژیمی زخم خورده را رهبری کرد. او زیرک و قاطع بود. پارسایی و دین داری آشکار او، مهارت حیرت انگیزش را در درک و شکل دادن به سیاست پیچیده ایران تکمیل کرد. مهم تر از همه، او می دانست چگونه از احساسات نارضایتی میهن دوستانه ای که شاخص آن دوران بود، استفاده کند. آیت الله خمینی، آشکارا در جلب احساسات مردمی مهارت داشت. او از شاه به دلیل ارتباطاتش با اسرائیل انتقاد می کرد و درباره خطر سلطه اسرائیل بر ایران هشدار می داد. او موافقت دولت ایران را با اینکه افراد ارتش امریکا مستقر در ایران، در صورت ارتکاب جرم در دادگاه های نظامی امریکا محاکمه شوند «سندبردگی ایرانیان» خواند. وی در سال 1964 به دستور شاه به ترکیه تبعید شد و سپس در نجف اقامت کرد، ولی شاه درباره اینکه با این کار، آیت الله خمینی فراموش خواهد شد، اشتباه می کرد.

آیت الله خمینی، در نجف ایرانیان را از هر طبقه ای به حضور می پذیرفت و هزاران نوار ضبط صوت، از سخنانش به ایران فرستاده می شد تا در میان مردم پخش شود. وی در دوران تبعید، به رهبر سرشناس مخالف رژیم بدل شد. در پایان سال 1978، تظاهرات گسترده خیابانی مردم ایران که خواستار کناره گیری شاه بودند، موجب فروپاشی دولت شد. دانشجویان، طبقه متوسط، تجار بازار، کارگران و ارتش، یکی پس از دیگری رژیم شاه را طرد کردند. در ژانویه سال 1979، شاه به غرب گریخت و پس از دو هفته از فرار شاه، امام پیروزمندانه به وطن بازگشت.

امام خمینی، هیچ گاه خود را «بنیادگرا» نخواند. وی همواره می گفت: اسلام، برای 14 قرن پیش در عربستان نیست، بلکه دینی است برای همه زمان ها. تا به حال هیچ کشوری الگوی ایران را اجرا نکرده است. شاید انقلاب ها تنها تحت فرمان رهبرانی شکوهمند رخ می دهند و هنوز هیچ کس مانند آیت الله خمینی ظهور نکرده است.1

1. برگرفته از: ملیتون ویروست، آن که تحقیرها را تلافی کرد.

تلویزیون در انقلاب
ـ مطالب ذیل، روزشماری از عملکرد تلویزیون است در روزهای انقلابی سال 1357. اعتراض ها علیه سانسور و کوشش برای آزادی.
1/8/1357
کارکنان سازمان به جز کارکنان پخش، دست به اعتراض می زنند. آنها در پی اعلام درخواست خود و شکست مذاکراتی که با رئیس سازمان داشتند، اعلام می کنند تنها با نخست وزیر مذاکره می کنند. خواسته آنها شامل استقلال کامل سازمان، به رسمیت شناختن آنان از سوی دولت و برکناری آن دسته از مدیران و مسئولان سازمان که در ممیزی افکار و اخبار دست داشته اند و به فساد مالی معروفند.
30/8/1357
گروهی از کارکنان واحدهای خبر و پخش نیز به جمع معترضان می پیوندند.
6/9/1375
اعتصاب گران، در نامه ای اعتراض خود را به همکاران مشغول به کار اعلام می دارند و می گویند: «هرکس با دولت نظامی همکاری کند، عامل ساواک شناخته خواهد شد.» در پی این نامه، تعدادی دیگر از کارکنان پخش به آنها می پیوندند.
همچنین، با خودداری از ورود کارکنان قسمت تولید از سوی مأموران به داخل سازمان، آنها با شعار: «سازمان رادیو و تلویزیون در اشغال نظامیان است. دستگاه های خود را خاموش کنید که صدا، صدای حکومت استبدادی است، دست به راهپیمایی می زنند. دولت به طور موقتی، شبکه بین المللی را تعطیل و شبکه 1 و 2 را ادغام می کند.
16/10/1357
با استقرار نیروهای مسلح و تانک های سنگین در خیابان های جام جم، کارکنان سازمان در اطلاعیه ای خطاب به مردم یادآور می شوند سازمان در اشغال نظامیان است و آنها باید تا ادامه این وضعیت، تلویزیون های خود را خاموش کنند. کارکنان خواستار مجازات آن عده ای می شدند که مشغول به کار بودند.
17/10/1357
کارکنان سازمان اعلام می کنند تا دست یافتن به آزادی بیان، لغو کامل سانسور و بی طرفی و استقلال، همچنان به اعتصاب خود ادامه می دهند.
19/10/1357
کارکنان اخبار سازمان، در نامه ای به روزنامه کیهان اعلام می کنند، سازمان را نظامیان اشغال نکرده اند، بلکه آنان مسئولیت حفاظت را برعهده دارند. شورای اتحادیه کارکنان سازمان نیز می گوید: به جز افراد معدودی که با فروش خود به رژیم مشغول کار هستند، دیگران اجازه ورود به سازمان را ندارند.
23/10/1357
25 تن از نمایندگان کارکنان سازمان، با شعار «روزنامه نگار درود بر تو»، در مؤسسه روزنامه کیهان حاضر می شدند و کارمندان، نویسندگان، خبرنگاران و کارگران آنجا را گل باران می کنند و می گویند: «دست کمک به سوی شما و دوستان مطبوعاتی دراز می کنیم. باشد که با هم بستگی ما و شما، همچنان که شما بر سانسور غلبه کردید و روزنامه آزاد منتشر می کنید، ما نیز صدا و تصور ملت ایران و نه دولتیان و نظامیان را به گوش مردم برسانیم».
26/10/1357
شاپور بختیار، در سخنانی در مجلس شورای ملی می گوید: «متأسفانه اینجاست که واقعاً مضحک است. اینجاست که تمام اشخاصی که پرونده ساواکی دارند و به وسیله ساواک انتخاب شده اند و در دستگاه رادیو و تلویزیون رفتند، حالا سنگ آزادی خواهی به سینه می زنند و ادعای آزادی خواهی دارند».
در پی این سخنان، هفتادتن از اعضای شورای مؤسس اتحادیه کارکنان سازمان، اعلام جرمی را علیه بختیار تسلیم دادستان کل کشور می کنند.
1/11/1357
امیر مسعود برزین، اعلام می کند در صورت موافقت اعتصابیون، مراسم ورود امام(ره) به طور مستقیم، از طریق رادیو و تلویزیون پخش می شود.
12/11/1357
تلویزیون در ساعت 9:25 صبح، پخش مراسم ورود امام به ایران را با اجرای سرود «ای ایران» آغاز می کند. ساعت 9:45 گوینده تلویزیون اعلام می کند: «متأسفانه پخش مراسم برایمان مقدور نیست، از تلویزیون اطلاع داده شده، ارتباط صدا بین تلویزیون و فرودگاه قطع شده و نمی توانیم مراسم را پخش کنیم. بنابراین، مراسم ضبط و بعداً پخش می شود».
گروهی از کارکنان تلویزیون می گویند: «نظامیان مستقر در تلویزیون، به دلیل پخش نشدن سرود شاهنشاهی و تصویر شاه در آغاز برنامه، پخش مستقیم را قطع کردند».
امام خمینی(ره)، پس از ورود به ایران، در سخنانی در بهشت زهرا اعلام می کند: «ما با تلویزیون مخالف نیستیم؛ ما با فحشا مخالفیم».
14/11/1357
امام خمینی در سخنانی می گوید: «نظر من راجع به تلویزیون این است که در خدمت مردم باشد. دولت ما حق هیچ نظارتی ندارد. تاکنون دولت ایران و شاه سابق، برخلاف قواعد بین المللی رفتار می کردند. ما اصلاً این دولت را به رسمیت نمی شناسیم تا چه رسد به اینکه دولت، حق دخالت در تلویزیون را داشته باشد».
22/11/1357
با پیروزی انقلاب، اعتصاب کارکنان رادیو و تلویزیون پایان می یابد. از این پس بنا به تصمیمی شورای مؤسس، تلویزیون «تصویر انقلاب» نامیده می شود و در ساعت 17:14 بعدازظهر، با نمایش آرم دو شیر با دو گل در دست آنها و سرود ملی آغاز به کار می کند و تا ساعت 11 به پخش برنامه می پردازد.
25/11/1357
صادق قطب زاده، به عنوان رئیس سازمان منصوب می شود. وی اعلام می کند: «این سازمان اخبار مربوط به گروه های مختلف سیاسی را نخواهد خواند.» با آمدن قطب زاده، برنامه سازی به نقطه ایدئال نمی رسد و نارضایتی از کارکرد رادیو و تلویزیون، تا آذر 1358 ادامه می یابد.1 سرانجام قطب زاده از ریاست کنار گذاشته و یک شورای 5 نفری جایگزین وی شد.2
اندیشه وحدت و آرمان اتحاد مستضعفان، دستاوردهای شیرینی برای ایرانیان در پی داشت.
پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، نمونه عینی دستاورد وحدت ملت مسلمان ایران است. در این انقلاب، به فرموده امام خمینی(ره)، «ملت ایران با جان و خون خود اسلام را زنده کرد؛ تجدید حیات کرد برای اسلام و مسلمین. کوشش های قریب سیصد ساله استعمار را خنثی کرد».3
وحدت کلمه ملت مسلمان ایران و پیروزی انقلاب اسلامی، دستاوردی بزرگ را با خود به همراه داشت، آن استقلال بود. انقلاب ایران دست امریکا، شوروی و انگلیس را از خزاین ما کوتاه کرد.4
ملت ایران ثابت کرد، اگر ملتی چیزی نخواهد، نمی توان به آن تحمیل کرد. در سایه وحدت، ملت از هر گزندی در امان است. امام در این باره فرمود: «باید جوانان غیور اسلامی بدانند که تا دست اتحاد به هم ندهند و هدف خود را از اسلام که تنها مکتب نجات بخش بشر و یگانه کفیل آزادی و استقلال ملت هاست، دنبال نکنند، امیدی به پیروزی نداشته باشند».5
امام خمینی(ره) اظهار امیدواری می کرد: «ملل اسلامی با اتحاد و همکاری بیشتر، بتوانند بر دشمنان داخلی و خارجی پیروز گشته و از سلطه استعمارگران شرق و غرب نجات یابند».6
دگرگونی
سید محمد صادق میرقیصری

«انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن براساس جهان بینی، موازین و ارزش های اسلامی، نظام امامت، آگاهی و ایمان مردم، حرکت و پیش گامی متقین و قیام مسالمت آمیز و شهادت طلبانه مردم استوار است.»1 که ویژگی های آن عبارت است از:

1. عقیده و ایمان: مبارزه قاطع مردم علیه دولت و حکومت، با وجود وابستگی هایی که مردم را به اطاعت از دولت مجبور می سازد و قدرتی که دولت، علیه مردم به کار می گیرد، به انگیزه و عامل نیرومندی نیاز دارد که در انقلاب اسلامی ایران، باید ریشه آن را در عقیده و ایمان استوار مردم جست وجو کرد.

(

2. اسلامی بودن انقلاب: آرمان های انقلابی مردم، در ارزش های اسلامی ریشه داشت. محتوا و شعارهای انقلاب، برخاسته از مکتب بود و خط مشی مبارزه و اصول آن از اسلام سرچشمه می گرفت.

(

3. تحول بنیادین: انقلاب، در لغت به معنی زیر و روشدن یا پشت و رو شدن است. فلاسفه، انقلاب را این گونه بیان می نمایند که ذات و ماهیت یک شی، لزوماً عوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان، انقلاب به معنای دگرشدن است؛ حتی نباید بگوییم دگرگون شدن؛ زیرا دگرگون شدن، یعنی اینکه گونه و کیفیتش جور دیگر شود، بلکه باید بگوییم دگر شدن؛ یعنی تبدیل شدن به موجودی دیگر. انقلاب در ایران، دگر شدن جامعه ایرانی بود؛ با یاری گرفتن از آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) برای تبدیل به جامعه توحیدی.

(

5. رهبری ولایی: انقلاب اسلامی ایران، بی شک پدیده ای نوظهور در قرن حاضر است؛ انقلابی غایت گرا، آرمان گرا، اسلام گرا و عالم گیر و جهان شمول و بی نظیر در جهان اسلام که به رهبری امام خمینی هدایت گردید و تحولی شگرف در عرصه روابط بین الملل و در معادلات سیاسی دولت های جهان پدید آورد. آن بزرگ مرد، قلوب مردم را تسخیر کرد و وفاداری آنان را به دست آورد، در دیدگاه پیروان، او به راستی، نایب و نماینده امام زمان(عج) دانسته می شد و رهنمود و حکمش لازم الاتباع بود.

(

امام خمینی(ره) به عنوان معمار تجدید حیات اسلام، در وصیت الهی خود در مورد ویژگی های این انقلاب، یادآورحقیقتی می شود که بارها به آن متذکر گشته بود.

شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب ها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. تردیدی نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است».2

(

1.صادق تهرانی، انفجار نور، صص 8 ـ 10.

2. همان.

ابعاد شخصیتی حضرت امام خمینی
پس از مقام معصوم، روح الله خمینی، بر تارک علما و دست پروردگان ائمه معصوم می درخشید. او فردی بود که اسلام را به طور صحیح درک و آن را در زندگی خود اجرا کرده بود و به دیگران نیز به اجرا درآوردنش را می آموخت. اکنون به بیان برخی جنبه های شخصیتی این بزرگوار می پردازیم.
الف) بعد علمی: یکی از ابعاد شخصیت امام خمینی در کنار بعد اخلاقی، عرفانی، سیاسی، اجتماعی، مدیریت و رهبری، بعد علمی است که از ابعاد برجسته و ممتاز ایشان به شمار می رود. وی از نظر علمی و معنوی، در افقی قرار داشت که دست هم نوعان و همگنانش به آنجا نمی رسید، اما در چهار رشته از علوم، سرآمد اقران خویش بود و از زبده ترین صاحب نظران علم فقه، اصول، فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی بود. ما کسی را نمی شناسیم که مثل ایشان در این چهار رشته به حد کمال رسیده باشد. ممکن است افرادی باشند که در بعضی ابعاد این علوم، هم طراز یا مقدم بر امام باشند؛ چه اینکه کسانی وجود داشتند که در عرفان، به مراتب بالایی رسیده بودند، ولی در فلسفه، رتبه پایین تری داشتند یا حرفی نداشتند. جامع بودن امام در حد بسیار بالایی بود. او از نادر افرادی بود که در زمینه های اصلی علوم سیاسی، به قله رسیده بود؛ هم در علوم عقلی و هم در علوم نقلی و هم در سیر و سلوک معنوی. به گونه ای که امام در چهار علم از علوم اسلامی، ابتکارهای ویژه ای داشت.
(
ب) بعد عرفانی و اخلاقی: امام، نمونه کامل دست پروردگان مکتب انبیا به ویژه جد مصطفایش، رسول اکرم بود. امام، انسانی بیش نبود، ولی خود را به جایی پیوند داده بود که آنجا کانون بی نهایت عظمت است. تمام ابعاد دیگر امام، تحت الشعاع بعد عرفانی و اخلاقی وی بود. در حقیقت، نقطه اصلی، همان معنویت بود.
(
ج) بعد سیاسی ـ اجتماعی: امام از همان ایامی که به تحصیل اشتغال داشت، به مطالعه کتاب های سیاسی هم علاقه داشت و از تجربه های سیاست مداران اسلام مدار نیز که در رأس آنان، مرحوم شهید آیت الله مدرس بود، استفاده می کرد.
د) بعد مدیریت و رهبری: امام از نظر قدرت مدیریت و رهبری جامعه، شجاعت، شهامت و مبارزه با بزرگ ترین قدرت های جهان، از لحاظ فِراست، تیزهوشی، جمع بندی مصالح و تشخیص اولویت ها، کمالاتش منحصر به فرد و فوق العاده بود.
این نوشتار را با این وصیت گهربار و کلام نافذ حضرت روح الله به پایان می بریم که فرمودند: «وصیت من به شما این است که بکوشید نافرمانی خدا نکنید».1
(
پیام مجری
به یقین، اگر امام خمینی(ره)، در میدان مبارزه تنها می ماند، باز هم شجاعانه به وظیفه خود عمل می کرد و شکی نیست، پیروزی انقلاب اسلامی، نتیجه قیام ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی بود، ولی آنچه در این قیام و پیروزی آن اهمیت دارد، هنر حضرت روح الله در تسخیر قلوب مردم، برای خلق حرکت عظیم و انقلابی در مبارزه با استبداد بود که موجب شد مردم، عاشقانه در این راه جان خود را فدا کنند. این هنر امام خمینی بود که موجب خوشبختی ملت وفادار و فهیم ایران شد.

(

در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری نیز برخی مانند امام خمینی در زمان شاه، بیانیه صادر کردند، از شعارهای مذهبی سوءاستفاده کردند، به نام حرکت انقلابی، تهران را به آشوب کشیدند. به نام قانون، قانون را زیر پا گذاشتند. با مظلوم نمایی و مخلوط کردن حق و باطل، به سمت باطل رفتند، ولی حاصل آن چه شد؟ به فرموده مقام معظم رهبری «آنها کاریکاتوری از انقلاب درست کردند»؛ چون سران اغتشاش، خلوص و ایمان رهبر کبیر انقلاب را نداشتند تا مردم به آنها اعتماد کنند.

دهه فجر
سیدمحمدصادق میرقیصری

«والفجر، سوگند همیشه برپا و برجای ازلی خداوند است که نویدبخش پگاه روشن پیروزی، در افق جهاد امت هاست.

بهمن، ماه شوریدگان دلداده ای است که سرمست از کلام و پیام آن پیر می فروش، خود را به خط خون و آتش زدند و گل تکبیر را در همه جای این میهن شکوفاندند.

دهه فجر، کلید گشاینده درهای پیروزی به روی این ملت عظیم بود که استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.

دهه فجر، سرود حنجره های داوودی است که در رهگذر نسیم ایمان، ترانه آزادی خواندند و بر مائده استقلال، نعمت پیروزی گستردند.

دهه فجر، میثاق دوباره و همواره با خون شهیدان و خط رهبری و ولایت است.

(

از آمدن امام تا دمیدن خورشید یوم الله 22 بهمن، ده روز طول کشید، ده روز پر حادثه، ولی مبارک؛ ده روز مضطرب، ولی سرشار از امید؛ ده روز قلب هستی تپید. ده روز زمان تندتر زد. ده روز حادثه ها از زمان جلو افتاد. ده روز دل ها در تسخیر نگرانی آمیخته به ایمان و شوق بود.

ده روز چشم تاریخ در انتظار لحظه انفجار بود و زمان، گوش به زنگ بود که صدای انفجار الله اکبر این امت، در فضای ایران طنین افکند و آن لحظه موعود فرا رسید و ساعت، قائم شد و قیامت برپا. کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها برپا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم پدید آورد…. چه تماشایی و دیدنی عبرت آموز و [چقدر] جای شهدا خالی بود!

(

از دوازدهم بهمن که امام آمد تا بیست و دوم بهمن که نهضت اسلامی پیروز شد، یک دهه است، اما به پرباری ده قرن، بلکه بیشتر!

طاغوت در چاه مغرب خفت و امام، خورشیدی بود که از غرب تابید و مشرق را فرا گرفت و به ایران بازگشت و انوار الهی را از قم، این حرم آل محمد(ص) به سراسر گیتی پراکند.

پیروزی انقلاب اسلامی، فجری بود که دامن افق ها را روشن ساخت و پرده های ظلمت شرق و غرب را از هم درید و ایران را نور باران کرد.

دهه فجر، مطلع غزل زیبای پیروزی و قصیده بلیغ و رسای اسلام بود.

دهه فجر، جان سیراب زمان بود از کوثر ولایت فقیه.

… دهه فجر، فجر روشن و صبح صادق تحقق جمهوری اسلامی بود».1

1. جواد محدثی، قطعات، صص 70 و 71.

سخن بزرگان
انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی(ره)
«این انقلاب، بهترینِ انقلاب ها و بزرگترینِ انقلاب ها بوده است از حیث محتوا. انقلاب اسلامی بزرگ ما، قبل از آنکه انقلاب سیاسی و اجتماعی باشد، یک انقلاب معنوی روحانی است.

بدانید این مطلب را تاکنون انقلابی به خوبی انقلاب ایران نبوده است.

انقلاب مردم ما انقلابی است متکی به خود مردم، پس مردم باید از پیامدهای انقلابشان گِله نداشته باشند.

ایران حفظ انقلاب را با افراد مؤمن کرد، و الآن هم به دست افراد مؤمن این انقلاب پیش می رود.

قیام شما جوان های ایران، قیام شما ملت ایران که قیام الهی بود، نهضت الهی بود، قرآن را زنده کرد، اسلام را زنده کرد.

تا امروز شما هیچ انقلابی را پیدا نخواهید کرد که مثل انقلاب ایران پرثمر و کم ضایعه [باشد].

انقلاب مثل یک طفلی می ماند باید تربیتش کرد و بزرگش کرد، پرستاری می خواهد.

ملت ما باید مصمم باشد به این که چیزی را که به دست آورده است، از دست ندهد.

نهضت مقدس اسلامی ما، عمر چپاول گری ها و دیکتاتوری ها را در ایران به سر آورده است. در این نهضت پیش بروید و ابداً به خودتان هیچ یأس راه ندهید، که یأس از جنود شیطان است.

می خواهیم انقلابمان را صادر کنیم، نمی خواهیم با شمشیر باشد، بلکه می خواهیم با تبلیغ باشد. مردم ایران ثابت کردند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت.

قربانی برای یک انقلاب بزرگ، نشانه یک پیروزی و نزدیک شدن به هدف است. من به سهم خودم هیچ نگرانی ندارم راجع به انقلاب، انقلاب راه خودش را پیدا کرده و پیش می رود و بستگی به وجود هیچ کس هم ندارد.

ملت ما برای شکم قیام نکرده بود، ملت ما برای این امور منحط قیام نکرده بود. فرق هست مابین این نهضت و نهضت های دیگر، از این جهت که نهضت ملی است و اسلامی. یک دست الهی بود پشت سر این ملت.»1

امام خمینی(ره) درباره ضرورت اتحاد فرمود:

کراراً دولت های اسلامی را دعوت به اتحاد و برادری نموده ام، در مقابل، اجانب و ایادی آنها می خواهند با ایجاد نفاق در بین مسلمین و دولت های اسلامی، ممالک عزیز ما را تحت اسارت و ذل استعمار نگه دارند و از مخازن مادی و معنوی آنها استفاده کنند.2

دشمن اصلی اسلام و قرآن کریم و پیامبر عظیم الشأن(ص)، ابرقدرت ها خصوصاً امریکا و ولیده فاسد، اسرائیل است که چشم طمع به کشورهای اسلامی دوخته و برای چپاول مخازن عظیم زیرزمینی و روزمینی این کشورها از هیچ جنایت و توطئه ای دست بردار نیستند و رمز موفقیت آنها در این توطئه شیطانی، تفرقه انداختن بین مسلمانان به هر شکلی که بتوانند می باشد.3

… مسلمین باید برای به دست آوردن استقلال و آزادی، این کلید پیروزی را به دست آورند و برای وحدت کلمه تلاش کنند.4

امام خمینی(ره) درباره ارتباط با کشورهای دیگر می فرماید:

جمهوری اسلامی مایل است با همه هم جواران و دیگران با صلح و صفا زندگی کند.5 مردم نباید به استکبار جهانی اجازه دهند که در مقدرات کشورهای اسلامی دخالت کنند.6

دولت و ملت جمهوری اسلامی، طالب اخوت ایمانی با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زیست مسالمت آمیز با همه کشورهای عالم است.7

روابط ما با تمام خارجی ها، براساس اصل احترام متقابل خواهد بود. در این رابطه، نه به ظلمی تسلیم می شویم و نه به کسی ظلم خواهیم کرد.8

ما با همه ملت های عالم می خواهیم دوست باشیم. با همه دولت های عالم، به حسب طبع اولی می خواهیم دوست باشیم. می خواهیم که روابط حسنه با ارتباط متقابل نسبت به هم داشته باشیم.9

حکومت اسلامی، حکومتی آزاد و مستقل است و روابطش با شرق و غرب، به یک نحو است و اگر آنها روابط حسنه داشته باشند، دولت اسلام هم با آنها روابط حسنه دارد و اجازه نمی دهیم کسی در مقدرات مملکتمان دخالت کند.10

با همه اقشار بشر و با تمام مستضعفین عالم، روابط حسنه داریم؛ به شرط اینکه روابط، متقابل و احترام، متقابل باشد.11

1. نک: کلمات قصار امام خمینی، صص 95 ـ 98، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

2. امام خمینی، صحیفه نور، ج 1، ص 129.

3. همان، ج 19، ص 46.

4. همان، ج 6، صص 122 و 123.

5. همان، ج 17، ص 228.

6. همان، ج 15، ص 125.

7. همان، ج 18، ص 13.

8. همان، ج 2، ص 259.

9. همان، ج 10، ص 252.

10. همان، ج 4، ص 199.

11. همان، ج 5، صص 114 و 115.

چراغ راه(1)
امام از نگاه امام
محمدکاظم بدرالدین

«من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات، برای خودم سلطان باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم».1

«مگر ما به این ملت رشوه ای دادیم که با ما رفیقند، ما را می خواهند؟ اینها فهمیده اند، اعتقاد به این معنا پیدا کرده اند که این آقایان، این مراجع بزرگ اسلام، این طلبه خمینی، اینها می خواهند مردم را، دوست دارند مردم را، صلاح حال ملت را می خواهند، صلاح حال مملکت را می خواهند».2

«یکی از کسانی که بایستی در راه حضرت سیدالشهدا آغشته به خون خود شود، خمینی است. چه افتخاری بالاتر از اینکه در راه دین، در راه حسین، در راه استقلال مملکت کشته شویم؟»3

«خمینی را اگر دار بزنید، تفاهم نخواهد کرد. با سر نیزه نمی شود اصلاحات کرد. با نوشتن «خمینی خائن» به دیوارهای تهران که مملکت اصلاح نمی شود. دیدید غلط کردید! دیدید اشتباه کردید! خاضع به احکام اسلام شوید! ما شما را پشتیبانی می کنیم».4

«من وقتی مواجه می شوم با این اشخاصی که همه امید زندگی شان را در راه خدا داده اند، جوان هایشان را داده اند، رنج ها کشیده اند، من وقتی مواجه بشوم با این صورت های انسانی، جز اینکه برای خودم یک احساس حقارتی بکنم، نمی توانم چیزی بگویم. من همیشه این مطلب در ذهنم بوده است که در مقابل ملت ایران که الان همه چیزشان را دارند در راه اسلام می دهند، من خدمتی نکرده ام. نتوانسته ام، نتوانسته ام دِینم را به اینها ادا کنم».5

«شنیدیم که امروز هم یک شایعه مرگ فلانی مطرح شده است و عراق، دل خوش کرده خودش را به اینکه فلانی مُرد. شما باید دعا کنید خدا بمیرد! خدا هست، من کی هستم؟ ملت ما خدا دارد. ملت ما از اول تا همیشه، پشتیبانش خدای تبارک و تعالی بوده، منتها گاهی ملموس بوده و گاهی غیرملموس».6

1. صحیفه نور، ج 1، ص 270.

2. همان، ص 110.

3. همان، ص 240.

4. همان، ص 269.

5. کوثر، ج 1، ص 531.

6. صحیفه نور، ج 13، ص 102.

آیت الله خامنه ای
«انقلاب شما حریم دروغین قدرت ها و قلدرها را شکست. امریکا به عنوان ابرقدرت، یک روز امریکا بود، اما امروز دیگر نیست. امروز شما ببینید که در چند نقطه از نقاط عالم، مردم عکس رئیس جمهور امریکا را آتش می زنند یا پرچم آنها را به آتش می کشند. چندجا از نقاط عالم، ملت ها و توده های مردم، مشت گره می کنند و مرگ بر امریکا می گویند».1

(

1. به نقل از: حدیث ولایت، ج 6، ص 221.

استادشهید مرتضی مطهری
«مردمی که سال ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین(ع) باشند، در سر می پروراندند، به ناگاه خود را در صحنه ای این چنین مشاهده کردند. گویا حسین(ع) را بعینه می دیدند، کربلا و حنین، بدر، احد، تبوک، خیبر… را می دیدند».1

(

1. ماهنامه دیدار آشنا، بهمن 1385، ص 10.

آیت الله فاضل لنکرانی(ره)
«بزرگ ترین دستاورد انقلاب این بود که امام، شیعه را برای اولین بار به دنیا معرفی کرد و تا آن زمان، شیعه به دنیا معرفی نشده بود».1

(

1. سید حسین اسحاقی، ارمغان انقلاب، ص 16.

شهید سید مرتضی آوینی
«امام خمینی(ره)، پیامبر تازه ای نبود، اما او از یادآوران بود. از مخاطبان «اَنْتَ مُذَکر» که عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یادآوری کرد و پس از چند قرن که از هبوط بشر در مصداق جمع کلی می گذشت، چون اسلاف خویش از ابراهیم و اسماعیل و محمد(ص)، دوره ای از جاهلیت را شکست و عصر دیگری از دین داری را آغاز کرد. این عصر تازه را باید عصر امام خمینی(ره)، نام نهاد».1

1. همان.

نکته ها (1)
واژه های «جمهوریت» و «اسلامیت»، برای نخستین بار در تاریخ 22/7/1357، در مصاحبه امام خمینی(ره)، با خبرنگار روزنامه فیگارو مطرح شد.1

دوران تبعید امام: امام خمینی دو ماه در بورسای ترکیه به سر برد و 14 سال نیز در نجف ساکن بود و 116 روز در نوفل لوشاتو زندگی کرد.

نخستین فتوای امام خمینی(ره): عصر روز 22 بهمن، گروهی از نیروهای مسلح از امام خمینی(ره)، چنین استفتا کردند: «مسلماً خاطر مبارک، از این سنت معموله مستحضر است که همه افراد ارتش، در موقع اخذ سردوشی یا اخذ درجه، در مورد حفظ تاج و تخت و رژیم سلطنتی، به خداوند و قرآن کریم قسم یاد می کنند. مستدعی است نظر و فتوای خودتان را در مسئله عدول از این قسم و پیوستن به نهضت عظیم اسلامی بیان فرمایید».

امام به این پرسش این گونه پاسخ داد: «بسمه تعالی. قسم برای حفظ قدرت طاغوتی صحیح نیست و مخالفت با آن واجب است. کسانی که این نحو قسم خورده اند، باید به خلاف آن عمل کنند».

نخستین تبریک بین المللی: یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)، نخستین شخصیت خارجی بود که در روز 23 بهمن، پیروزی انقلاب را در پیامی خطاب به امام خمینی(ره)، تبریک گفت. عرفات، یک هفته بعد به ایران آمد و با امام(ره) و مسئولان انقلاب دیدار کرد. میدان «یاسر» در جماران، به مناسبت همین سفر نام گذاری شده است. فیدل کاسترو، رهبر کوبا نیز نخستین شخصیت رسمی بود که روز 26 بهمن، پیروزی انقلاب ایران را تبریک گفت.2

نخستین تیترها: تیترهای صفحه اول دو روزنامه مهم کشور، در 23 بهمن 57 این گونه بودند: اطلاعات: رژیم متلاشی شد. کیهان: ارتش انقلاب شهرها را آزاد کرد.

1. کیهان فرهنگی، دی و بهمن 1386، ص 39.

2. به نقل از: همشهری جوان، 19/11/87، ص 61.

کی چی گفت؟!1
ارتشبد غلام علی اویسی، فرماندار نظامی تهران (9/ مهر/ 57): «اگر خمینی بیاید، به شرفم قسم! مثل آب خوردن جلویش را می گیریم».

آیت الله طالقانی (2/ بهمن/ 57): «انقلاب اسلامی ایران، جهان را تغییر می دهد».

معمر قذافی، رئیس جمهور لیبی (19/ بهمن/ 57): «جز با استقرار جمهوری اسلامی، انقلاب ملت ایران پیروز نیست».

مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت (21/ بهمن/57): شاه رفت و دیگر بازنمی گردد.

1. به نقل از: نسل سوم، ضمیمه روزنامه جام جم، 15/11/87، ص 14.

نکته ها
قبل از بهمن 57
(دروغ آریامهر یک حقیقت بود!

(عدالت پهلوی، زبانزد بانک های «سوئیس» بود!

(رنج، تنها آبونمانی بود که میان محرومان به رایگان تقسیم می شد.

(تلویزیون، بی پرده نشان می داد و حیای چشم ها با کمترین قیمت به فروش می رسید.

(مختصرترین کلمه: «ساواک»، مفصل ترین جنایت ها را رد می کرد.

(«کاپیتولاسیون»، سگ های چشم آبی امریکایی را بیمه کرده بود!

بهمن 57
(«کرِ» تظاهرات، به روزترین آهنگ دنیا را سر می داد: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».

(راه بندان «الله اکبر» در آسمان و ختم شدن راه ها به دانشگاه بود.

(دموکراسی رنگ پریده، لابه لای چمدان های خاندان سلطنت پرواز کرد.

(هم نوایی میلیون ها دهان با اعلامیه های رهبری می شد: «نه شرقی، نه غربی، حکومت اسلامی».

(قد و بالای اسلام، بر چهاردهمین پله قرن چه زیبا بود!

رسالت ما پس از بهمن 57
(تنفس مصنوعی برای انقلاب کشنده است. بیاییم وعده های خفه کننده ندهیم.

(مردم «پُز» مخالف خوانی را تماشا نمی کنند. بیاییم اصالت های انقلاب را «اکران» کنیم.

(برای حفظ انقلاب، از دادن خون دریغ نکردیم. آیا برای ساختن این میهن بزرگ، از ریختن قطره های عرق، دریغ می کنیم؟!

(روشنی نفس هایمان را مدیون خاموشی هزاران چراغ لاله هستیم.

(بیاییم خودمان باشیم؛ مسلمان، ایرانی، مثل امروز و ماندنی تا همیشه، با چشمانی منتظر.1

1. نک: ریحانه صدرا، منظومه هشت ساله.

دستاوردهای انقلاب ایران
دستاوردهای انقلاب در داخل کشور
الف) دستاوردهای سیاسی

ـ سرنگونی نظام شاهنشاهی و ایجاد حکومت دینی؛

ـ استقلال و تحول سیاسی در اصول و رفتارهای سیاست خارجی؛

ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ بیگانگان؛

ـ پیوند موفقیت آمیز رهبری سیاسی و مذهبی.

ب) دستاوردهای فرهنگی:

ـ آشکار ساختن چهره وارداتی فرهنگ غرب؛

ـ فراهم آوردن زمینه تقویت ایمانی مردم با تعمیم خودباوری فرهنگی؛

ـ بازیابی جایگاه و نقش حقیقی زنان ایرانی؛

ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا؛

ـ توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی میان مردم.

ج) دستاوردهای اقتصادی:

ـ جلوگیری از غارت بیت المال به دست خاندان شاه و وابستگان او؛

ـ کوشش در راه پیشرفت صنعتی و فن آوری کشور؛

ـ استقلال و خودکفایی اقتصادی؛

ـ بازنگری در اقتصاد کشور که به صورت تک محصولی به نفت وابسته بود.

د) دستاوردهای نظامی:

ـ تشکیل نیروهای مردمی به عنوان بسیج؛

ـ تقویت نیروهای نظامی و انتظامی کشور؛

ـ پیشرفت های بزرگ و مهم در صنایع نظامی و موارد دیگر؛

دستاوردهای انقلاب در خارج از کشور
ـ تجدید حیات اسلام به عنوان یک نظام سیاسی برتر؛

ـ احیای حج ابراهیمی؛

ـ ظهور جنبش ها، احزاب و اصول گرایی اسلامی؛

ـ رشد گرایش های معنوی و تضعیف اندیشه های مادی گرایانه در دنیا؛

ـ احیای وحدت اسلامی در میان مسلمانان جهان؛

ـ خلع سلاح ابرقدرت ها.

ـ آفت های فرهنگی ـ اجتماعی فراروی انقلاب1

ـ نفوذ اندیشه های غیردینی و بیگانه؛

ـ دنیاطلبی؛

ـ گسترش فحشا و فساد؛

ـ تفرقه و اختلاف میان مراکز علمی و دانشگاهی و حوزوی کشور؛

ـ اثرپذیری از کوشش های تبلیغاتی و فرهنگی دشمن؛

ـ کاغذبازی و فساد اداری.

ـ آسیب های سیاسی تهدیدکننده انقلاب2

ـ ناتمام گذاشتن آرمان های نهضت؛

ـ اختلاف های داخلی و استفاده نکردن از نیروهای مردمی؛

ـ رخنه فرصت طلبان؛

ـ بی اعتنایی به سرنوشت خویش در کشور؛

ـ در خطر افتادن امنیت عمومی؛

ـ تخلف از اوامر رهبری.

ـ آسیب های اقتصادی انقلاب اسلامی3

ـ نداشتن برنامه برای رسیدن به استقلال و توسعه اقتصادی؛

ـ افزایش فاصله طبقاتی و پیدایش ثروت های بادآورده؛

ـ بی توجهی مردم به برنامه های اقتصادی.

ـ توطئه های استکبار جهانی در روزهای پس از انقلاب4

ـ ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی در ایران برای تجزیه کشور؛

ـ ترور چهره هایی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی؛

ـ تخریب رهبری و ترور شخصیت؛

ـ حادثه طبس و مداخله مستقیم نظامی امریکا؛

ـ کودتای نافرجام نوژه؛

ـ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.

وحدت از دیدگاه امام خمینی، ابزار اصلی نفی سبیل و سلطه غیرمسلمانان بر امت اسلامی بوده و وحدت، رمز پیروزی و بقای امت اسلامی است.5

ـ دستاورد وحدت، سیادت و آقایی سران اسلام است.6

ـ دستاورد مهم وحدت، وحشت دشمنان اسلام و قدرت های جهان خوار شرق و غرب است.7

ـ نهضت اسلامی امام خمینی در سال 1342 و پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، نقطه عطف اندیشه و وحدت اسلامی؛ وحدت شیعه و سنی از یک سو و وحدت میان کشورهای اسلامی از دیگر سو بود.8

ـ نخستین ضرورت وحدت از دیدگاه امام، قیام در راه خدا بود تا جامعه انسانی به طور کلی اصلاح شود.9

ـ از دیدگاه امام خمینی، می توان با داشتن عقاید متفاوت، وحدت نیز داشت.10

ـ ضروری ترین مسئله برای ایجاد وحدت اسلامی، عدالت است.

1. برگرفته از: غلامرضا رحیمی، انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه؛ صص 136 ـ 139.

2. همان، ص 141.

3. همان، ص 143.

4. همان، ص 144.

5. عباس خلجی، آرمان وحدت اسلامی، ص 218.

6. همان، ص 231.

7. همان.

8. محمدرحیم، عیوضی، آرمان وحدت اسلامی در اندیشه امام خمینی، ص 29.

9. همان، ص 32.

10. همان، ص 37.

متن ادبی
قافله سالار
جواد محدثی

«ای قافله سالار رهایی!

نوحی بودی؛ منجی امت در طوفان ها.

ایوبی بودی؛ صبرآموز امت در بلایا.

یعقوبی بودی؛ الهام بخش شکیبایی در فراق یوسف های جهاد و شهادت.

ابراهیمی بودی که ما را آیین تبرداری و بت شکنی آموختی و خود، تبرزن توحید بودی و خلیل حادثه انقلاب و فداکننده اسماعیل در قربانگاه رضای حق.

موسایی بودی که از نیل حادثه ها و خطرها عبورمان دادی و به ساحل ظفر رساندی.

عیسایی بودی که با دم مسیحایی ات، جانمان بخشیدی.

رسولی بودی که ما را از جهل و جور سلطنت رهاندی و به مدینه ایمان و امامت، رهنمون گشتی».1

1. نک: قطعات، صص 32، 40 و 66.

خیال خام
سید محمدصادق میرقیصری

نقاش با قلب سفیدش، قلم را برداشت

با طیفی از رنگ های زیبا

تصویر زیبایی را کشید

تصویری که همیشه ماندگار شد

چون جانمایه رنگ هایش سبز بود، سبزی ایمان!

انقلاب اسلامی، نام زیبای او بود.

نقاشان دیگر

با دزدیدن سبزی ایمان

می خواستند با تقلید از انقلابمان، انقلابی مخملی را بکشند

تا تصویر زیبای انقلاب اسلامی محو شود.

اما نشد، نتوانستند

فقط کاریکاتوری از خود کشیدند

قلب نقاش ها سیاه بود.

دوازده بهمن
جواد محدثی

«ایران، ویران بود و ایرانی، در بند. اسارت، آزاد بود و آزادی، اسیر، اما امام آمد و آزادی آورد و آزادی را از اسارت نجات داد و به اسلام آبرو و به مسلمانان اعتبار بخشید و به اسکلت ها، روح و به اندیشه ها، تا بندگی و به دل ها، شهامت و به دیده ها، بصیرت و به زندگی ها، جهت داد.

امام آمد و پاکی پیامبران و ایمان امامان را به یاد آورد.

امام آمد و فتح مکه را در خاطره ها زنده کرد.

امام آمد و مرگ فرعون را آورد و سقوط ستم را و شکست شب شوم بیداد را و ائتلاف امت را و وحدت کلمه را و 22 بهمن را و 12 فروردین روز جمهوری اسلامی را و یوم الله های مکرر تاریخ مان را.

امام آمد و چراغ بادیه ظلمت شد و خلیل حادثه ایمان.

امام آمد و شکوه دروغین و جبروت چرک و پوچ جباران را درهم شکست و همه جای ایرانمان را طراوت و سرسبزی ایمان بخشید».1

1. همان.

بیست و دوم بهمن
جواد محدثی

«پیروزی 22 بهمن، میوه نهالی بود که در 15 خرداد 42، در لاله زار میهن ما کاشته شد و سال ها جهاد و شهادت آزادگان، آن را آبیاری کرد تا در بهمن 57، بهار آفرین قرن های خزان گردید.

22 بهمن، آخرین موج بزرگ و توفنده ای بود که موج های خون را در طول سالیان پر حادثه انقلاب به ساحل پیروزی رساند.

سالگرد پیروزی انقلاب، تداعی حضور ایمان در متن حیات اجتماعی است. یادآور نقش آفرینی عقیده، در میدان مبارزات رهایی بخش است و شاهد توانایی دین در حرکت آفرینی، شورگستری، امیدبخشی و بیدادگری است.

22 بهمن، فهرست فشرده نهضت ما از نیمه خرداد تا پیروزی است.

22 بهمن، عید ظفر است. در این روز بود که ملت مسلمان ایران، میلادی نوین یافت و سرمه شریعت، بر دیدگان بصیرت خویش کشید و امامت و ولایت را به شایسته ترین وجه گردن نهاد و چه خون ها و عزیزانی را در این راه داد».1

1. همان.

شعر
ترگل
کمترین واهمه از مرگ نداشت

و به خوشبختی انسان ها می اندیشید

مرگ با او قدمی فاصله داشت

که به یارانش گفت:

سرب با قلب برادرهایم دسته گل خون می بست

نان، گروگان ثناخوانی دشمن شده بود

هستی مردم را می بردند

نتوانستم ایران غارت زده را ببینم، غارت زده تر.

(

بر چنین فرزندی

آفرین خلقی باد و درود

که به مردی جان داد

و به تاریکی تسلیم نشد.1

(

گیرم انبوه ترگل ها را

در سحرگاه به رگبار مسلسل بستند

خلق، اقیانوسی است

که به شلاق و مسلسل نتوان کرد مهار.2

(

1. جعفر، کوش آبادی، سفر با صداها، شعر خر دجّال، ص 23.

2. همان، ص 23.

بهارکوچه
بهار آمده بود

و دسته دسته گل خون زخاک می جوشید

به همسرم که به گل های باغ عاشق بود

و رد خون شهیدان

به روزنامه و شبنامه داشت، می گفتم

مگر که باغچه ها هم تن شهیدانند

که خونشان این سان

به داربست سر گل به گل شتک زده است.1

… صدای نبض نبی می آمد

صدای شرقی باران

صدای شورش رود

دستش زشاخ نخل جدا می شد

دستش به سوی ریشه رها می شد

و چنگ او

به رشته محکم

به عروة الوثقی می پیوست

صدای ناب اذان می آمد

صدای خوب بلال

و قبله های حوادث

در امتداد زمان

به استجابت او بودند

و او به جرگه حق وارد می شد

ورود او

ورود جمله ما بود

دهبان پارسی

سلمان پاک

دیگر نه برده برد

نه تنها…

رفتن به راه می پیوندد

ماندن به رکود

سلمان به راه رفت

با پای عاشقانه

و راه به او پیوست

با روشنایی و قبله2

(

1. همان، ص 28.

2. طاهره صفارزاده، سفر پنجم، سفر سلمان، 1356.

چه بودم، چه شدم
فقر با چهره نکبت بارش

همدم نیمی از مردم بود

و زپی هر کمتر جنبش خلق

پاسخ از آتش وخون می آمد

و سحرگاهان

گهواره روز

زیر رگبار مسلسل ها، تابوت عزیزان می شد

ورق زرین عمر کسان

گوییا کهنه پلاسی بود، افتاده

خوار در رهگذر چشم ستم

و من این خواری را در خود دیدم، در تن خود

و همین بود که مانند تبر

می تراشید مرا، از من برنده سلاحی می ساخت.1

1. سفر با صداها، ص 17.

خلاصه خوبی ها
قیصر امین پور

لبخند تو خلاصه خوبی هاست

لختی بخند، خنده گل زیباست

پیشانی ات تنفس یک صبح است

صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها

هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی

از پشت شیشه دل تو پیداست

تو امتداد کوثر جوشانی

سرچشمه تو سوره «اعطینا»ست

فریاد تو تلاطم یک طوفان

آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن

ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

نیاز روحانی
فاطمه راکعی

به پاس یک دل ابری، دو چشم بارانی

پر است خلوتم از یک حضور نورانی

کسی که وسعت او در جهان نمی گنجد

به خانه دل من، آمده است مهمانی

غمی به قدمت تاریخ درد انسان داشت

دلی به وسعت جغرافیای انسانی

چه بود، صاعقه ای کز سر زمانه گذشت

و یا زخواب جهان، یک عبور طوفانی؟

نشسته است به جانم، همیشه، تا هستم

غمش اصیل تر از یک نیاز روحانی

هنوز می شنود آن صدای محزون را

دلم به روشنی آیه های قرآنی

قطره و اقیانوس
افشین علاء

دیدنش فتنه ها به دل می کرد

صورتش ماه را خجل می کرد

گر که می دید روی او، بی شک

گُل سرش را به زیر گِل می کرد

آفتابی که در نگاهش بود

چشم خورشید را کسل می کرد

گریه یا خنده، اشک یا فریاد

با نگاهش مرا دودل می کرد

«او چو خورشید بود و من فانوس

حالت قطره بود و اقیانوس»

تا که لب را به گفته وا می کرد

شور و حالی دگر به پا می کرد

چشم دل باز کردم و دیدم

تارو پودش خدا خدا می کرد

او همان آفتاب تابان بود

یا که چشمان من خطا می کرد؟

مولوی هم اگر در آنجا بود

دامن شمس را رها می کرد

«او چو خورشید بود و من فانوس

حالت قطره بود و اقیانوس»

ماجرای عبور تو
کیمیا بهرامی

یک هوا بوی خوب بنفشه، یک سبد رازقی مانده با ما

باورت می شود روح باران؟! این همه عاشقی مانده با ما

ای سزاوار هرچه بزرگی است، آسمان در نگاه تو جاری

این طرف پشت بن بست کوچه، چشم نالایقی مانده با ما

امتداد شفق مانده با تو، با تو ای مرز تاریک و روشن

یادگار طلوع قشنگِ وسعت مشرقی مانده با ما

ماجرای عبور تو باقی است در خیال کویر عطشناک

باورت می شود روح باران؟! این همه عاشقی مانده با ما

داستان
در میان امت
امام خمینی(ره)، در مسیر بازگشت به وطن، وقتی برنامه های فراوان استقبال از ایشان، پیشاپیش گزارش داده شد، فرمود: «مگر می خواهند کوروش را وارد ایران کنند. ابداً این کارها لازم نیست. یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران بازمی گردد. من می خواهم میان امتم باشم و همراه آنان بروم ولو پایمال شوم».1

(

1. کوثر روح الله (مجموعه داستان) خاطرات و کرامات، ج 1، صص 67 و 68.

هیچ احساسی ندارم!
پس از سال ها تبعید و دوری از وطن، خبرنگاری از حضرت امام پرسید: حال که به خاک ایران قَدَم می گذارید، چه احساسی دارید؟ امام فرمود: «هیچ»! [خبرنگار گمان می کرد امام نیز چون رهبران سیاسی که با انگیزه های قدرت طلبی در چنین صحنه های هیجان انگیز از خود بی خود می شوند، چنین خواهد کرد].1

زمانی که شاه از ایران رفت، یکی از اعضای بیت امام به حضور امام خمینی(ره)، رفت و گفت: برادران می گویند شاه رفته و رادیو هم خبرش را پخش کرده است. امام با آرامش و وقار خاصی فرمود:؟ «دیگه چی؟!» گویی که هیچ اتفاق مهم و دور از انتظاری نیفتاده است.2

1. همان، ص 68.

2. همان، صص 68 و 69.

روحانیت
زمانی که امام(ره)، در پاریس به سر می برد، تعدادی از دانشجویان فرانسوی، شب ها مرتب به جلسه سخنرانی امام می آمدند. از آنها پرسیدند: آیا شما می فهمید امام چه می گوید؟ آنها گفتند: هیچ متوجه نمی شویم. پرسیدند: پس چرا هر شب مرتب به اینجا می آیید؟ گفتند: ما وقتی به اینجا می آییم و صحبت های امام را گوش می کنیم، در خود یک روحانیت ویژه ای احساس می کنیم.1

(

1. پرتویی از خورشید، صص 149 و 150.

تخلف از قانون، هرگز!
در نوفل لوشاتو، ذبح حیوانات در خارج از کشتارگاه، براساس قانون منع شده بود. روزی گوسفندی را در محل اقامت امام(ره) ذبح کردند. ایشان با آنکه در دیار کفر بود، فرمود: «چون تخلف از قانون حکومت شده، از این گوشت نمی خورم».1

(

1. سرگذشت های ویژه از زندگی امام خمینی، ج 4، ص 55.

ظهر شده است؟
روزی که شاه فرار کرد، تمام نمایندگان رسانه های گروهی دنیا در «نوفل لوشاتو» با امام(ره)، مصاحبه داشتند. چندین شبکه تلویزیونی در سراسر دنیا به طور مستقیم و زنده این برنامه را پخش می کردند. همه می خواستند نظر امام را جویا شوند. ایشان چند دقیقه صحبت کردند. سپس از کسی پرسیدند: ظهر شده است؟ گفته شد: همین الان ظهر شد. امام در همان لحظه فرمود: «والسلام علیکم و رحمة الله.»

[رهبر کبیر انقلاب، اقامه نماز اول وقت را بر ادامه مصاحبه ترجیح داد].1

1. یکصد خاطره از حضرت امام خمینی، صص 65 ـ 66.

روزی مردی بود
احسان رضایی

«به لاله در خون خفته/ شهید دست از جان شسته» این تکه اش را باید تند رد می کردیم تا برسیم به قسمتی که باید می کشیدیمش: «که راه ما اااااااا آآآ اااا باشد آ اااا راه تو» و بعد به «همه به پیش، به یک صدا» که می رسید، باید هرچی قدرت توی وجودمان داشتیم، یک جا می دادیم به صدایمان.

معلمِ مان گفته بود باید آن قسمت آخر؛ یعنی «جاویدان ایران عزیز ما» ی سرود، ساختمان مدرسه را از جا بکند؛ کاری که خودش بعداً کرد. وقتی که تابوتش را آوردند، کل مدرسه از جا کنده شد.

روی تابوت، یک پرچم 3 رنگ بود و وسط پرچم، یک عکس کوچک امام(ره) و زیرش نوشته بود: «شهید»1

1. احسان رضایی، همشهری جوان، 19/11/87، ش 201، ص 36.

با خاطرات
خاطره انقلاب
مهیا زاهدین لباف

امام خمینی(ره)، در روز پنج شنبه پس از آنکه از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، در مصاحبه ای گفت: «من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند، متشکرم. من می خواستم که فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند، من هم با آنها باشم، لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه فرودگاه های ایران را بست. من بلافاصله بعد از بازشدن فرودگاه ها به ایران خواهم رفت و به آنها خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما و ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نداریم».

از آیت الله خمینی پرسیدند: تصور می کنید چه وقت بتوانید به ایران بازگردید؟

امام پاسخ داد: «هر وقت منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود، من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم».

از امام خمینی(ره)، پرسیدند: آیا توصیه می کنید مردم با برداشتن سلاح، فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟

امام پاسخ داد: «عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح کنم. هر وقت صلاح دیدم، این امر را می کنم و به آنها می گویم که چه باید بکنند».

از حضرت امام پرسیدند: ٱیا ممکن است به فرودگاهی در کشوری نزدیک به ایران بروید و از آنجا رهسپار ایران شوید؟

ایشان پاسخ داد: «باید مطالعه شود».

پرسیده شد: با توجه به اینکه بازگشت شما ممکن است، باعث خون ریزی بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟

امام خمینی(ره)، پاسخ داد: «من باید پیش برادرهایم باشم».

امام خمینی(ره)، در پاسخ به آخرین پرسش مبنی بر اینکه آیا این آغاز یک جهاد جدید است، فرمود: «امکان دارد».1

1. برگرفته از: جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، صص 443 و 444.

زیرنویس
امام خمینی(ره)
«ما خواهان استقرار جمهوری اسلامی هستیم و آن حکومتی است متکی به آراء عمومی…».1

«ما خواستار جمهوری اسلامی می باشیم. جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلام، محتوای آن فرم را که قوانین الهی است».2

«امروز زمانی است که ملت ها، چراغ راه روشن فکرانشان شوند و آنان را از خودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند که امروز، روز حرکت ملت هاست».3

«این دستگاه هایی که برای حقوق بشر درست کردند، تمام دستگاه هایی است که برای چپاول بشر است».4

«امریکا با سرنیزه نمی آید به میدان شما، با قلم می آید».5

«نهضت ما اسلامی است؛ قبل از آنکه ایرانی باشد».6

«یک کشور وقتی آسیب می بیند که ملتش بی تفاوت باشد».7

«ملت های مسلمان باید اصل را بر دشمنی و فریب ابرقدرت ها با خود بگذارند مگر آنکه خلاف عینی و عملی آن را مشاهده و لمس و باور نمایند».8

«مسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد به چیزهای دیگرش. آن قدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است…».9

«در رژیم سابق، شأن و مرتبت، عبارت از آرایش مهوع و لباس های کذا و منزلگاه های کذا بود و امروز، ارزش، ارزش انسانی است…».10

1. صحیفه نور، ج 2، ص 260.

2. همان، ج 4، ص 157.

3. همان، ج 13، صص 211 و 212.

4. همان، ج 11، ص 134.

5. همان، ج 10، ص 149.

6. وصیت نامه امام، ص 12.

7. صحیفه امام، ج 13، ص 16.

8. همان، ج 21، ص 8.

9. کوثر 3، مجموعه سخنرانی های امام خمینی، ص 113.

10. در جست وجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص 406.

مقام معظم رهبری
«امام خمینی(ره)، فرهنگ تسلیم را در جامعه دگرگون کرد و حصار ترس را فروریخت و ملتی را به سرچشمه پاک و زلال فطرت خدایی رهنمون شد».1

«حقیقتاً خدا می داند که آن بزرگوار، در این دنیای تاریک ظلمانی مثل یک خورشید چند صباحی آمد، درخشید و رفت تا مردم بدانند که خورشیدی هم هست».2

«یکی از علامت های بیداری یک ملت این است که لحظه ها را بشناسد و بفهمد که حالا چه موقعی است و اهمیت این لحظه ها چه قدر است».3

«ایران اسلامی، ایران امام، ایران انقلاب، مرکز و محور عظیم جهانی مسلمانان است و به همین نسبت، محور دشمنی هاست. این به جای آنکه ما را غمگین کند، خوشحال می کند؛ چون نشان می دهد ما قدرتمندیم و علیه منافع استکبار، همچنان تهدید بزرگی به شمار می رویم».4

(فیدل کاسترو: «پس از فروپاشی شوروی سابق، به صحت توصیه های آیت الله خمینی به گورباچف پی بردم و معتقدم مدل قرآنی رهبر فقیه ایران، باید به جای مدل های غربی، در دستور کار برنامه های جهانی قرار گیرد».5

(احمد بِنْ بِلّا، نخستین رئیس جمهور الجزایر: «ملل عرب باید زنده شدن اسلام را در قرن بیستم، مدیون انقلاب اسلامی ایران باشند».6

(عباس مدنی، رهبر جبهه نجات اسلامی الجزایر: «انقلاب اسلامی ایران در واقع، متعلق به همه مسلمانان جهان و از جمله مردم مسلمان الجزایر است».7

(حافظ اسد، رئیس جمهور فقید سوریه: «انقلاب اسلامی ایران، روابط خارجی خود را با امپریالیست ها قطع کرد و پایگاه های نظامی بیگانگان را از میان برداشت و راه سرافرازی را در پیش گرفت».8

(روزنامه ایندیپندت چاپ لندن (15/3/1368): «به ندرت اتفاق می افتد که یک مرد، به تنهایی بتواند مسیر تاریخ را عوض کند، اما این درست همان کاری بود که آیت الله خمینی از عهده آن برآمد».

(خبرگزاری آسو شیتد پرس (14/3/1368): «آیت الله خمینی، یک شاه را سرنگون کرد، یک ابرقدرت را مبهوت نمود و با پیام وحدت و قدرت اسلامی خود، جهان را تکان داد».

(گورباچف، آخرین رئیس جمهور شوروی: «اگر ما پیش گویی های آیت الله خمینی را جدی می گرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی (فروپاشی شوروی) نبودیم. آیت الله خمینی توانست اثر بزرگی در جهان بگذارد و من معتقدم ایشان فراتر از زمان می اندیشید و در بُعد مکان نمی گنجید».9

(رئیس جمهور سابق اتریش: «پس از انقلاب اسلامی، مردم دیگر به دلیل اینکه عقاید مذهبی دارند، خجالت نخواهند کشید».10

1. زمزم نور، ص 124.

2. به نقل از: پشت جلد کتاب شعاعی از خورشید.

3. حدیث ولایت، ج 4، ص 199.

4. سخنرانی مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال امام، 14/3/70.

5. سید حسین اسحاقی، ارمغان انقلاب، مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، ص 26.

6. همان، صص 16 و 17.

7. نقل از کتاب رویارویی انقلاب اسلامی ایران و امریکا، ص 124.

8. نقل از انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، ص 101.

9. به نقل از: دیدار آشنا، بهمن 85، ص 10.

10. امام خمینی در حدیث دیگران، ص 89.

نظر شما چیه؟
پرسش: چرا امام خمینی(ره) در زمان حیات آیت الله بروجردی، به مبارزه گسترده علیه رژیم پهلوی نپرداخت؟

پاسخ: از آن جا که آیت الله بروجردی، بزرگ ترین مرجع تقلید شیعیان در ایران، در آن برهه از زمان بود و از آن جا که ایشان چندان عقیده به مبارزه و اعمال خشونت علیه رژیم شاه نداشتند و اطرافیان و علما را تا حدودی از این عمل باز می داشتند، امام خمینی(ره) در زمان حیات ایشان، برای احترام به ایشان، از اعمال مبارزه علیه رژیم خودداری می کرد.

پرسش: تفاوت مبارزه آیت الله کاشانی با انقلاب امام خمینی(ره) چه بود؟

پاسخ: امام خمینی(ره)، درصدد براندازی رژیم بود، ولی آیت الله کاشانی چنین قصدی نداشت. آیت الله کاشانی، می کوشید با همکاری جریانات ملی ـ مذهبی، حکومت را اصلاح کند و هرگز به براندازی و تشکیل حکومت عقیده ای نداشت. آیت الله کاشانی، در پی آن بود که قانون در جامعه اعمال شود و شاه براساس قانون عمل کند و حدود اختیارات شاه کاهش یابد. به عبارت دیگر، آیت الله کاشانی با بودن شاه در ایران مخالف نبود، ولی درصدد بود شاه در ایران سلطنت کند، نه حکومت. در مقابل، امام خمینی(ره)، قانون اساسی، شاه و حکومت پهلوی را قبول نداشت و در پی تغییر اساسی نظام سیاسی و حکومتی جامعه بود.

پرسش: علت اساسی قیام مردم ایران چه بود؟

پاسخ: مردم ایران می خواستند به عنوان یک انسان آزاد و مختار، خود حاکم بر سرنوشت خویش باشند و چون تمامی راه های قانونی و مسالمت آمیز برای احقاق حقوقشان، به رویشان بسته شده بود، دست به قیام زدند. در راه تحقق این خواسته، سه عامل تعیین کننده وجود داشت که مردم ایران را به سرعت به هدفشان رساند. این سه عامل عبارتند از: رشد آگاهی های سیاسی؛ رهبری مقتدر، با اعتماد به نفس کامل و ایجاد فضای سیاسی مناسب برای فعالیت. 1

پرسش: اکنون در این برهه از زمان، قشرها و اصناف انقلابی چه وظیفه ای دارند؟

پاسخ: الف) هوشیاری و اعتقاد به ادامه مبارزه، چنانکه امام خمینی(ره) فرمود: «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم…».2

ب) فعالیت های پیشگیرانه از روی بینش. حضرت علی(ع) کوری و نداشتن چشم را آسان تر و تحمل پذیرتر از بی بصیرتی می داند و می فرماید: «فَقْدُ الْبَصَرِ اَهْوَنُ مِنْ فِقْدان البَصیرَة».3

ج) خدمتگزاری صادقانه. امام علی(ع) خطاب به یکی از کارگزاران می فرماید: «حکمرانی، رزق و خوراک تو نیست، بلکه امانت و سپرده ای در گردن توست».4

د) استقرار عدالت (عدالت طلبی).

امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «مردم به صلاح و نیکی نمی گرایند، مگر به رفتارهای عادلانه».5

هـ) نظارت بر امور تبلیغاتی و مطبوعات و رسانه ها.

و) اطلاع رسانی شفاف و به هنگام از عملکردها و توجیه نکردن اشتباهات.

ز) نهادینه کردن آموزه های امام و رهبری.

ح) قانون محوری.

ط) نشر دستاوردهای انقلاب اسلامی.6

1. برگرفته از: غلام رضا بصیرنیا، تئوری های انقلاب و انقلاب اسلامی ایران.

2. صحیفه امام، ج 21، ص 88.

3. غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 413.

4. نهج البلاغه، نامه 5، ص 484.

5. غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 354.

6. برگرفته از: عبدالله حاجی صادقی، آسیب شناسی ارکان انقلاب اسلامی، صص 117 ـ 182.

پرسش های کارشناسی
1. آیا علمای دینی در پی تشکیل حکومت بودند؟ نگرش فقها درباره حکومت ها چه بود؟

2. از چه زمانی فکر براندازی نظام ستم شاهی در سطح گسترده در ایران شکل گرفت؟

3. واکنش ایالات متحده امریکا، در برابر بحران ایران و نقش آنان برای سرکوب اعتراض های مردمی چه بود؟

4. شرایط سال های 56 ـ 57، چه تفاوتی با سال های پیش داشت که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید؟

5. آیا امام خمینی(ره) در آغاز مبارزه خود، درصدد براندازی رژیم ایران بود؟

6. وجه تمایز انقلاب اسلامی ایران با دیگر جنبش ها و انقلاب ها چیست؟

سی بهار
معرفی ویژه نامه سی بهار1
«سی بهار»، عنوان مجموعه ای مستقل، ویژه سی امین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و حاوی قالب های گوناگون رسانه ای است که مرکز پژوهش های اسلامی صداوسیما، بهمن سال گذشته آن را به چاپ رساند. گفتنی است ستون هایی که ماهنامه «اشارات» به مناسبت های گوناگون در یک ماه اختصاص می داد، در آن ویژه نامه مدون، به یک مناسبت مهم که همان «پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی» است، اختصاص داده شده بود. اینک به یادآوری و بازخوانی برخی مطالب و عنوان های آن ویژه نامه می پردازیم.

1. این ویژه نامه سال گذشته به مناسبت ایام الله دهه فجر منتشر شد.

ستون «اشاره»:
برخی دستاوردهای انقلاب اسلامی:
1. جدا نبودن دین از سیاست؛ 2. قدرت اسلام و تشیع برای برپایی حکومت و احیای ولایت فقیه؛ 3. تحقیر استکبار جهانی و نشان دادن ابهت پوشالی آن؛ 4. صدور انقلاب و جهانی شدن آن؛ 5. جهانی کردن مبارزه با رژیم اشغالگر قدس؛ 6. احیای منزلت معنوی زنان و دختران و… . 1

از همان ستون:

1. نک: 31 ـ 38.

آسیب ها و آفت های تهدیدکننده انقلاب از دیدگاه امام خمینی(ره):
1. تضعیف یا از دست دادن انگیزه های الهی و فراموشی هدف؛ 2. ناامیدی مردم از جمهوری اسلامی؛ 3. منزوی کردن روحانیان؛ 4. ایجاد دشمنی میان روحانیان و دانشگاهیان؛ 5. از خودبیگانگی، فرنگی مآبی، شرق زدگی و غرب زدگی؛ 6. سست شدن ارکان فقه سنتی و… . 1

1. نک: ویژه نامه سی بهار، صص 64 ـ 67.

از ستون «گفتار مجری»:
سرنوشت شوم دشمنان انقلاب اسلامی:
1. محمدرضا پهلوی؛ پس از خروج از ایران، فقط 568 روز زنده بود.

2. سردسته ها و رئیس بخش های گوناگون ساواک، در ایران گرفتار انتقام ملت غیور و تیرباران و معدوم شدند.1

ستون «چراغ راه»: این ستون از سه بخش تشکیل شده که در هر بخش، سی پیام از امام و رهبری بیان شده است. در این ستون می خوانیم: امام خمینی(ره)، با فروتنی از بزرگواری و فداکاری زنان یاد می کند و می فرماید: «شما رهبران این نهضت هستید.»2 مقام معظم رهبری نیز دراین باره می فرماید: «ما شاهد بودیم که زنان ما در جریان انقلاب اسلامی، سربازان خط مقدم انقلاب بودند و حضور آنان موجب شد، ستون فقرات دشمن بشکند…»3

ستون «نکته ها»: در این ستون به برخی نکته های خواندنی و ظرایف و شعارها درباره انقلاب اشاره شده است. در بخش خواندنی (صفحه 137) آمده است: اولین پیام ثبت شده امام خمینی(ره):

بسم الله الرحمن الرحیم، قال الله تعالی: «قُلْ إِنّما أَعِظُکمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنی وَ فُرادی» (سبأ: 46) در بخش ظرایف (صفحه 141) می خوانیم: امام خمینی(ره)، تعبیر قرآنی «ایام الله» را احیا و آن را به فرهنگ انقلاب وارد کرد و مناسبت های عظیم ایام انقلاب اسلامی را با این تعبیر دینی پیوند داد.

از بخش شعارهای انقلابی (صفحه 143 و 144) به چند نمونه اشاره می کنیم:

ـ اتحاد، اتحاد، حافظ آزادگی است/ اختلاف، اختلاف، اعاده بردگی است

ـ پدر رضا، پسر رضا، 35 میلیون نارضا!

ـ این است شعار بختیار/ منقل و وافورو بیار!

1. نک: همان، صص 102 ـ 107.

2. نک: همان، ص 114.

3. نک: همان، ص 116.

ستون «کوتاه و گویا»:
همان زیرنویس های رسانه ای است و شامل تعدادی پیام راهبردی و اطلاعاتی از صفحه 199 تا 204 است. یکی از زیرنویس ها:

«یک انقلاب بر حق، مثل یک شاهکار ادبی است. آیا نباید آن را به زبان های دیگر ترجمه کرد؟»1

1. همان، ص 203.

ستون «داستانک»:
در این ستون، 4 داستان «مینی مال» آمده که از صفحات 205 تا 207 به آن اختصاص داده شده است. خلاصه داستان «کاش من هم… » چنین است: نوجوانی در روز ورود امام به میهن، به اجبار پدرش در مغازه می ماند و از استقبال امام محروم می شود. سال ها بعد، آن نوجوان پس از ازدواج، صاحب فرزندی می شود. این بار فرزندش به او می گوید: مگر نگفتی شب جمعه می رویم حرم امام(ره)؟ و به اتفاق به زیارت حرم امام خمینی(ره) می روند.1

1. نک: همان، ص 206.

ستون «نظر شما چیه؟»:
این ستون شامل شانزده پرسش کارشناسی ـ پژوهشی درباره انقلاب است. همچنین، در صفحه 209 این ویژه نامه، پانزده پرسش دیگر درباره ولایت فقیه مطرح شده است. یکی از پرسش ها این است: «ولایت فقیه یا نظارت فقیه، کدام یک صحیح است؟»

ستون «نظر ما اینه…»:
در این ستون، چند محور پیشنهادی برای برنامه سازان، از صفحه 210 تا 213 مطرح شده است.

یکی از این محورها عبارت است از: بررسی مذاکره های دیپلماتیک جمهوری اسلامی در سی سال گذشته.

ستون «کتابستان»:
از صفحه 217 تا پایان این ویژه نامه به معرفی کتاب و سایت در زمینه انقلاب، اختصاص دارد. یکی از کتاب ها: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تألیف: حسین فردوست، نشر اطلاعات، سال 1368.

یکی از سایت ها: سایت دستاورد های انقلاب اسلامی:

www. dastavardha.com

کتابستان(1)
ویژگی های انقلاب اسلامی در آیینه نگاه مقام معظم رهبری، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، 1381، 212 صفحه.

پارسانیا، حمید، حدیث پیمانه (پژوهشی در انقلاب اسلامی)، انتشارات معارف، 1380، 449 صفحه.

شفیعی فر، محمد، مدخلی بر انقلاب اسلامی و ریشه های آن، انتشارات تهذیب، 1378، 288 صفحه.

نصر اصفهانی، محمد و علی، بنیان های انقلاب اسلامی ایران، اصفهان، انتشارات فرهنگ مردم، 1380، 160 صفحه.

جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، 218 صفحه.

بصیرنیا، غلام رضا، تئوری های انقلاب و انقلاب اسلامی ایران، قم، نشر معارف، 1381، 110 صفحه.

کدی، نیکی آر، نتایج انقلاب ایران، ترجمه: مهدی حقیقت خواه، تهران، نشر ققنوس، 1383، 174 صفحه.

مجموعه 25 گفت وگو درباره انقلاب اسلامی، تدوین: عباس زارع، آخرین انقلاب قرن، انتشارات معارف، 1379، 2 جلد.

بهرامی، قدرت الله، و مهدی نظرپور، انقلاب اسلامی و انقلاب های جهان، انتشارات زمزم هدایت، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، 1385، 208 صفحه.

منصوری، جواد، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1379، 379 صفحه.

داوری اردکانی، رضا، انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم، انتشارات مرکز فرهنگی علامه طباطبائی(ره)، 1361، 277 صفحه.

مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1384، 487 صفحه.

اسحاقی، سید حسین، ارمغان انقلاب (تلخیص از 92 دستاورد انقلاب اسلامی ایران)، مرکز پژوهش های اسلامی صداوسیما، با همکاری مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، 1386، 153 صفحه.

(کانون اندیشه جوان) 27، کتاب دانشجو، باوند، نعمت الله، درآمدی بر نظریه انقلاب اسلامی، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378، 92 صفحه.

حکیمی، محمدرضا، تفسیر آفتاب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 465 صفحه.

30 مقاله پژوهشی پیرامون انقلاب اسلامی ایران، به اهتمام: علی ذوعلم، جرعه جاری، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1377، 605 صفحه.

راه انقلاب، مجموعه مقالات پژوهشی درباره انقلاب اسلامی، تهران، نشر هماهنگ، 1378، 2 جلد.

حاضری، علی محمد، انقلاب و اندیشه (مباحثی در جامعه شناسی انقلاب اسلامی) معاونت پژوهشی انتشارات پژوهشکده امام خمینی(ره)، و انقلاب اسلامی، 1380، 288 صفحه.

شجاعیان، محمد، انقلاب اسلامی و رهیافت فرهنگی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، 244 صفحه.

جمعی از نویسندگان، انقلابی متمایز (جستارهایی در انقلاب اسلامی ایران)، بوستان کتاب، 1385، 508 صفحه.

مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات صدرا، 191 صفحه.

هاشمی رفسنجانی، اکبر، انقلاب یا بعثت جدید، گردآورنده: حسین رضوانی، تهران، یاسر، 1360، 172 صفحه.

حاجی صادقی، عبدالله، آسیب شناسی ارکان انقلاب اسلامی، قم، انتشارات زمزم هدایت، 1383، 184 صفحه.

محدثی، جواد، والفجر، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1369، 51 صفحه.

کتابستان (2)
انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت فرهنگی، بی تا.

بشریه، حسین، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، دانشگاه تهران، 1372.

حشمت زاده، محمدباقر، چارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی در ایران، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1378.

خطیبی، مهدی، شعر متعهد ایران، (شعر سال های 1347 ـ 1357)، تهران، آفرینش 1383.

رحیمی، غلامرضا، انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1382.

روحانی، سید حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت های امام خمینی، تهران، ج 3.

شیرازی، ابوالحسن، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، نشر غیاث، 1373.

طاهری، حبیب الله، انقلاب و ریشه ها، تهران، سازمان تبلیغات، 1369.

عمید زنجانی، عباس علی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، نشر کتاب سیاسی، 1367.

فراتی، عبدالوهاب، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.

ــــــــــــــــ، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی، قم، معاونت امور اساتید، 1377.

کاظمی، محسن، خاطرات مرضیه حریرچی، تهران، سوره مهر، 1378.

کدیور، جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و امریکا، اطلاعات، 1372.

کوهن، آلوین استانفورد، تئوری های انقلاب، ترجمه: علیرضا طیب، تهران، قدس، 1370.

مدنی، سید جلال الدین، تاریخ معاصر ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1361.

مشیرزاده، حمیرا، دیدگاه های مختلف در تبیین انقلاب اسلامی در حدیث انقلاب، الهدی، 1377.

مصباح یزدی، محمدتقی، انقلاب اسلامی، جهشی در تحولات سیاسی تاریخ، قم، مرکز انتشارات، 1387.

مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، قم، انتشارات صدرا، 1374.

منتظمی، علی، پی آوردهای انقلاب اسلامی ایران در مصر، سولماز، بی تا.

نجاتی، غلام رضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، تهران، رسا، 1371.

هیکل، محمدحسنین، ایران روایتی که ناگفته ماند، ترجمه: حمید احمدی، تهران، الهام، 1360.

درباره علیرضا

موارد جالب

ویژه نامه ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

بازدیدها: 0گل نرگس (ویژه نامه ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) ويژه نامه …

دیدگاهتان را بنویسید