خانه » آرشیو برچسب ها: دارخویین

آرشیو برچسب ها: دارخویین

شهید جواد شفیعی پور

بازدید: ۲۱ روزی از روزهای خوب خدا در سال ۱۳۴۲، خداوند غنچه ی وجود پسری زیبا را در خانواده ی متدین شفیعی پور رویاند. پدر نامش را جواد نهاد و از همان کودکی او را با فرامین اسلام آشنا نمود. در آن زمان که همت به آموختن علم کرد، نه …

ادامه مطلب »

شهید محمد مهدی انصاری پور

بازدید: ۲۵ وقتی خاطرات جنگ را در کوچه های خاطرم مرور می کنم به مردانگی مردانی می رسم که چون درختانی استوار در کنار جوی همیشه جاری میهنم قد کشیدند و تو یکی از آن بزرگ مردانی. وقتی دشمن آژیر غریب جنگ را به صدا درآورد تاریخ یک بار دیگر …

ادامه مطلب »

شهید محسن موهبت

بازدید: ۳۷ کدام راه به چشمان تو ختم می شود و کدام شهر و کدام خاطره به عظمتت می رسد؟!! به دنبال تو دیروز کشورم را ورق می زنم و در لحظه هایی که بوی تو را می دهند جست و جو می کنم. به دنبال خاطراتت به روزهای پرالتهاب …

ادامه مطلب »

شهید مهدی خرمیان

بازدید: ۴۵ سال ۱۳۴۲ دیده به جهان گشود. از همان کودکی همراه پدر در خانه ی پروردگار سر عبودیت بر درگاه الوهیت می سایید و در زیر زلال جاری رحمت الهی باطن خویش صفا می داد. با آغاز دوره ی تحصیل راهی مدرسه ی نور و دانش شد و محیط …

ادامه مطلب »

سردار شهید احمدرضا منیری

بازدید: ۳۸ احمدرضا در سال ۱۳۳۸ در خانواده ای مذهبی فصل زندگی اش آغاز گشت. پدر ومادر با تحمل مشقت فراوان در رشد و تربیت مذهبی فرزندان بسیار کوشا بودند و ازهمان کودکی روح پاکش را با محراب و سجاده، نماز و قرآن آشنا نمودند و پس از آن برای کسب …

ادامه مطلب »

شهید محمود پهلوان نژاد

بازدید: ۳۵  با طلوع اولین آفتاب شهریور سال ۱۳۳۸ صدای گریه ی نوزاد در اتاق پیچید و لبخندی از سر شوق بر لبان پدر و مادر نشست. نامش را محمود نهادند و از همان کودکی تعالیم اسلام را سرمشق تربیت او ساختند. پانزدهمین سال زندگی اش که شد خود محفل …

ادامه مطلب »

شهید علی عمرو

بازدید: ۲۳ پرونده ات را گشودم و  سراغ عکس هایت رفتم، عکس هایی که تو را پشت به پشت نخل ها نشان می داد.  نخل هایی که خوب می دانستند چطور هوایت را داشته باشند. بی سر می شدند تا تو سر ندهی. دارخویین شاهد عظمت روح توست. همه می گفتند …

ادامه مطلب »

شهید مهدی اجل لوئیان

بازدید: ۳۱  دلش در تصاحب غوغای عجیبی بین شادی وصل و فراق یاران سفر کرده گره خورده بود. در وصیت نامه اش نوشته بود:” وقتی در شهر راه می روم از خودم، از در و دیوار شهر تنفر دارم که چرا من زنده ام و همسنگرانم همه شهید.” دلش در …

ادامه مطلب »